تبليغاتX

.حضرت علي عليه السلام:آگاه باشيد به خدا سوگند پسر ابی قحافه [ ابوبكر ] جامه خلافت را بر تن كرد در حالیکه نيك می دانست جامه خلافت جز بر قامت من راست نيايد.هنگاميكه اوضاع را چنين ديدم رداي خلافت را رها كرده و دامن جمع نموده و از آن كناره گيري كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براي گرفتن حق خود قيام كنم يا در اين محيط خفقان زا كه پيران را فرسوده و جوانان را پير و مردان با ايمان را تا قيامت اندوهگين مي كند،صبر پيشه سازم. پس از ارزيابي درست صبر و بردباري را خردمندانه تر ديدم پس صبر كردم در حاليكه گويا خار در چشم و استخواني در گلوي دارم، مي‌ديدم كه ميراثم را به تاراج مي‌برند (نهج البلاغه)در كتاب معتبر فرائد السمطين آمده روزى پيامبر صلى الله عليه وآله نشسته بودند،که فاطمه سلام الله علیها بر آن حضرت وارد شدند،همینکه چشم پیامبر به دختر گرامی اشان افتاد اشک از دیدگانش جاری شد از پيامبر علت گريه را پرسيدند، فرمود: زمانى كه فاطمه را ديدم، به ياد صحنه‌اى افتادم كه پس از من براى او رخ خواهد داد، گويا مى‌بينم ذلت وارد خانه او شده،‌ حرمتش پايمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوى او شكسته شده و فرزندى را كه در رحم دارد سقط شده؛ در حالى كه پيوسته فرياد مى‌زند: وا محمداه ولى كسى به او پاسخ نمى‌دهد،‌ کمک مى‌خواهد؛ اما كسى به فريادش نمى‌رسد.او اول كسى است از خاندانم كه به من ملحق مى‌شود؛ و در حالى بر من وارد مى‌شود كه محزون، نالان، غمگين، حقش غصب و شهيده شده است. در آن حال عرض مى‌كنم: خدايا لعنت كن هر كه به او ستم كرده، كيفر ده هر كه حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلويش زده تا اين كه فرزندش را سقط كرده، و ملائكه همگی آمين گويند.

شیعه شدگان
 
شیعه شدگان
 
 
ببرم پناه ز آتش چو شود عذاب بر پا به محمد و علی و حسن و حسین و زهرا
 

به نظر برخي در عصر ما بحث از مذهب و امامت كه زمان بسياري از صدر اسلام گذشته است بي فايده بلكه زيان آفرين است زيرا اين بحث ها مربوط به قضيه اي است تاريخي كه قرن ها از وقوعش گذشته است. بحث از اين كه خليفه و جانشين بعد از پيامبرصلّي الله عليه و آله چه كسي بوده و هست؟ علي بن ابي طالب عليه السّلام يا ابوبكر؟ در اين زمان خالي از فايده است و حتي چه بسا اين مباحث در اين زمان جز ايجاد فتنه و نزاع و بر انگيختن كينه ها اثر ديگر ندارد به عبارت ديگر در اين عصر كه احتياج مبرم به وحدت و تقريب بين مذاهب است چرا اين گونه مباحث كه اختلاف زا است مطرح مي گردد؟
ما به لطف خداوند متعال در صدديم آثار و فوايد بحثِ امامت را در اين عصر طيّ مطالبي بيان كنيم.
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ با آن كه مي داند بني اميه با علي ـ عليه السّلام ـ و بني هاشم مخالف است و هرگز عده اي زير سلطه و ولايت امام علي ـ عليه السّلام ـ نمي روند و امامت او را هرگز نمي پذيرند, اما اين مسئله باعث نشد كه از بيان حقّ و حقيقت صرف نظر كرده و ولايت و امامت علي ـ عليه السّلام ـ را بيان نكند, بلكه در طول 23 سال بعثت خود در هر جا و هر نحو كه ممكن بود و موقعيت داشت, ولايت و امامت علي ـ عليه السّلام ـ را به مردم گوشزد كرد, با اين كه به طور قطع مي دانست از هنگام وفاتش در اين موضوع اختلاف خواهند كرد, بلكه اين اختلاف باقي مانده تا روز ظهور امام زمان ـ عليه السّلام ـ ادامه پيدا خواهد كرد, با اين همه حقّ را بيان كرد. چرا كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ با اين كه مي داند تا روز قيامت به سر مسئله امامت علي ـ عليه السّلام ـ اختلاف مي شود, اين گونه بر ولايت علي ـ عليه السّلام ـ تأكيد مي ورزد, كه حتي در روز غدير براي جلوگيري از شك و شبهه دست آن حضرت را بالا مي برد, تا همه ببينند كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ چه تأكيدي بر ولايت او داشته است.
از اين جا به خوبي روشن مي شود كه بيان حقّ و حقيقت اصل است و در هيچ موقعيّتي نبايد از آن صرف نظر كرد؛ حتي در صورتي كه مي دانيم با بيان آن ميان مسلمين دو صف ايجاد شده و دو دستگي ايجاد خواهد شد. ولي اين بدان معنا نيست كه مسلمانان به جان يكديگر افتاده و هم ديگر را نابود كنند, بلكه با بيان مدّعاي خود, يكديگر را تحمل كرده و به پيروي از گفتار نيكو دعوت نمايند, ولي در عين حال از دشمن مشترك نيز غافل نباشند. قيام امام حسين ـ عليه السّلام ـ نيز دليل و شاهد خوبي بر مدعاي ماست, زيرا حضرت ـ عليه السّلام ـ با آن كه مي دانست با قيامش بين دو دسته از مسلمانان نزاع خواهد شد در عين حال هرگز به جهت اتحاد بين مسلمانان از اصل مهمّ امر به معروف و نهي از منكر غافل نشد.
سيره و روش امام علي ـ عليه السّلام ـ نیز گوياي اين مطلب است زيرا به نظر برخي حضرت مي توانست با دادن امتياز بي جا به طلحه و زبير و معاويه جلوي جنگ جمل و صفين را بگيرد و با اين كار از ايجاد اختلاف بين مسلمانان جلوگیری کند تا هزاران نفر در اين قضيه كشته نشوند. ولي آن حضرت به جهت حفظ اصول اسلام و حقّ و حقيقت و شريعت اسلامي هرگز حاضر نشد از آن حقايق چشم پوشي كند.

آثار و فوايد بحثِ امامت:

۱- تعيين مرجع ديني
مسئله امامت دو جنبه دارد: يكي جنبة تاريخي و ديگري ديني. بر فرض كه از جنبة تاريخي عصر آن گذشته باشد, از جنبة ديني, اثر آن تا كنون باقي است و تا روز قيامت نيز باقي خواهد ماند. اگر از امامت و ولايت بحث مي كنيم, يك جهت مهمّش اين است كه مرجع ديني ما كيست و دين را از چه كساني بايد اخذ كرد؟ سنت واقعي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نزد چه كساني است؟ آيا دين و معارف اسلام را از امثال ابوالحسن اشعري و ابن تيميه و فقه و فروع دين را از ائمه مذاهب چهار گانه بگيريم, همان گونه كه اهل سنت و وهابيون مي گويند, يا از راه افرادي معصوم كه جز اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كسان ديگر نيستند, پيروي كنيم؟ 
امامت است كه معيار ها و شعار ها را مشخص مي كند امامت مسير و آينده انسان را روشن مي كند، امامت مربوط به دنيا و آخرت انسان است, امامت حقيقتي است كه در جاي جاي زندگي انسان تأثير گذار است.

اگر من پيرو حسين بن علي باشم هرگز دست بيعت به حاكم فاسق و فاجر نمي دهم ولي اگر پيرو فردي مانند عبد الله بن عمر باشم, حاضرم حتي با دست حجاج بن يوسف ثقفي آن خون خوار معروف تاريخ هم بيعت كنم, همان گونه كه احمد بن حنبل با الگو قرار دادن عبدالله بن عمر, با متوكّل بيعت كرد. پس بحث از « امامت» و « غدير » بحثي تاريخي و بي ثمر عقيم نيست, بحث روز است, بحثي است زنده كه حيات جامعة اسلامي بلكه بشري به آن وابسته است. امامت امري است كه


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 15:14  توسط ناصر  | 

ظاهرة عالمية باتت ملفتة للأنظار حيث أخذت حيزاً واسعاً في الساحة الإسلامية فجاءت تلك الاهرة التي تضم النخبة من العلماء والمثقفين المعاصرين ومن كافة الدول العربية والاسلامية والأجنبية لتنفض غبار الجهل والتضليل عن وجه الفكر الاسلامي.
فالمتحولون هم تلك النخبة التي اختارات خط التشيع من بين الخطوط الاسلامية لأنه يمثل الخط الاسلامي الصحيح الذي أمر به الله ورسوله وهو يمثل خط أهل بيت رسوله الكرام (صلى الله عليهم أجمعين).

1-العلامة الأكبر الشيخ سليم البشري
2- الشيخ محمد مرعي الانطاكي الحلبي
3- الشيخ أحمد أمين الأنطاكي الحلبي
4-الشيخ المصري الأزهري حسن شحاتة
5- الشيخ الاندونيسي علوي العطاس
6- الشيخ الاردني مروان خليفات
7-العالم الفاضل الشيخ سعيد دحدوح
8- السيد ياسر الحساني
9- السيد ياسين المعيوف البدراني
10-السيد ادريس الحسيني
11- سماحة الشيخ معتصم سيد أحمد
12- السيدة لمياء حمادة
13-سماحة السيد حسين الرجا
14- السيد عبد المحسن السراوي
15- الباحث صائب عبد الحميد
16-الدكتورمحمد التيجاني السماوي التونسي
17- الدكتور أحمد راسم النفيس
18- الدكتور أسعد القاسم
19-الأستاذ الدكتور محمد بيومي مهران
20- الدكتور سعيد أيوب
21- الدكتور زهير غزاوي
22-الدكتور محمد عصمت بكر
23- الأستاذ إبراهيم كرام
24- الأستاذ محمد حسن محمد العباسي
25-الدكتور نجم الدين محمد ثابت هوارمي
26- الأستاذ الدكتور محمد المغلي
27- الأستاذ الدكتور عبد الكريم باسيل
28-الأستاذ الدكتور عبد الحليم هربرت
29 المحامي الدكتور محمد ميشال غريب
30- الشهيد الدكتور فتحي الشقاقي
31-الأستاذ المرحوم فتحي رضوان
32- الأستاذ المحامي أحمد حسين يعقــوب
33- المحامي عبد المنعم حسن
34-المحامي محمد علي المتوكل
35- المحامي مصطفى الظاهر
36- الصحفي معروف عبدالمجيد محمد
37-الصحافي محمد العمدي
38- الزعيم الفلسطيني المتشيع محمد شحادة
39- الدمرداش العقالي
40-السيدة صافيناز كاظم
41- تانيا بولينغ
42- ماري ستاينهوف
43-شادية علي خليفة
44- ام عبدالرحمن
45- رسالة أم علي مشكور
46-السيد محمد الكثيري
47- الشيخ محمد الريح حمد النيل
48- يوحنا البيروتي
49-هنري كوربان
50- الشيخ محمد صادق
51- كروب هوناتيان
52-ر- ج فلورز
53- ماري ستاينهوف
54- ماريا سلفادور
55-زينب كسالس
56- مونتسدات روفيرا
57- نيكول أينز ورث
58-السيد حسين الضرغامي
59- موسى صالح الفلكي
60- محمد الفاتح ضياء الدين العابد
61-عيد روس بن أحمد السقاف
62- ماجد محمد أحمد رشيد
63- مازن محمد أحمد رشيد
64-أحمد قائمي
65- يوسف مقبول أحمد بن غضنفر
66- كامل حمة عزيز
67-ديواني سنكة الهندي
68- سيد حسن علي العماد
69- محمد إسماعيل ديوبندي
70-مولانا الحافظ سيف الله
71- داوود مصطفى
72- محمد زبير
73-عباس عثمان شعبان
74- سعيد زكريا علي
75- محمد حبيب سو
76-محمد علي جلو
77- عبد العزيز أتيك
78- عبد الجليل عيسى ناوي
79-الأستاذ أحمد كواسي حنيف
80- إبراهيم زنكو
81- كوليبالي إبراهيم
82-نرسيسو آنتونيو
83- أسامة حسين سالم
84- الحافظ علي محمد فتح الدين
85-حسن كوني لاسينا
86- راشد صادق سنزي
87- مرشد يوسف مسنا
88-مولانا أحمد حسين خان
89- إدريس حام التيجاني
90- سالم بن ديرا
91-محمد بيلو باري
92- عمار جمعه
93 أحمد إبراهيم عبد المؤمن
94-ألفا عمر باه
95- عبد العزيز يوسف ميغا
96- حسين شهيد
97-إبراهيم أحمد باه
98- أحمد عقيب كوليبالي
99- محمد أحمد إبراهيم
100-قاسم عبد السلام كتمبو
101- عبد الله موكر
102- السيدي محمد سانكارا
103-أمير حسين ساقي
104- الأستاذ ويرنر ألفريد
105- أبوان ( أبا ذر )
106-الشيخ صدر جهان
107- حسين شريف رستم اليوزبكي
108- أحمد حمود أحمد العمدي
109-كل ما في مسرا (البرهمي)
110 كامران صابر هوارمي
111- أحمد الحزامي صالح
112-كاكاكيلا وكاكي كيلي
113- نوزاد طاهر شريف
114- برهان نظام شاه
115-تانيا بولينغ
116- شادية علي خليفة
117- هاشم رمضان
118-مراد بزكين
119- سماحة الشيخ جمال العالق الحلبي
120- الصحفي المصري صالح الورداني
121-الشيخ الفلسطيني محمد عبد العال
122- المحامي السوداني عبد المنعم حسن
123- الدكتور عبد المجيد العلي
124-المدرس محمد حميد النامس الحسيني
125- العالم السني الصوفي السيد حسين الرجا
126- المدرّس الشيخ ناصر ديلو
127-الأخ علي محمد الجدوع
128- الأستاذ أحمد محمد شرف الدين
129- الشاعر سمعو عبد الكريم الدرويش
130-المحامي محمد الحريري
131- محمد العربي التونسي
132- الآنسة هند محمد سعيد المصري
133-المهندس كمال الدين الضو
134- الدكتور عصام العماد
135- السيد حمد الوكاع
136-الأخ الوجيه محمد السالم
137- باسل محمد الخضراء
138- السيد محمد يوسف قجمي
139-رامي ماجد خطار
140 المتشيع اليزيدي عامر سلو رشيد
141- الشيخ محمد ناجي الغفري
142-العلامة الشيخ إبراهيم القادري الحسيني
143 الأستاذ صباح علي البياتي
144- الأستاذ علي الشيخ
145-الشيخ محمد كوزل الآمدي
146- الشيخ محمد الطوري
147- الأستاذ محمد سليم عرفة
148-المهندس محمد عبد الحفيظ
149- الشيخ محمد جان أبو جودة
150- اللواء حبيب الغطاس
151-الشيخ عبد العزيز كنعان
152- وارتون كرباسي الفرنسي
153- برسن بوّايو الإسبانية
154-عبد القوي لكنهوي

کسانیکه به زبان عربی مسلط هستند می توانند جمله<الفهرس الجامع للمستبصرین>یا همین اسامی ذکر شده را در جستجوگر گوگل سرچ کنند تا بیشتر با این مستبصرین و چگونگی شیعه شدنشان آشنا شوند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 23:41  توسط ناصر  | 
گپى باشیعه شده مغربى،صلاح الفاضلى:‏ 
نام و نام خانوادگى: صلاح الفاضلى‏
كشور: مغرب
تحصيلات: ديپلم روان‏شناسى و مشغول به تحصيل در مركز جهانى علوم اسلامى قم‏
فعاليت‏ها: فعاليت‏هاى سياسى و فرهنگى در انجمن‏هاى متعدد و روزنامه‏نگارى در يكى از هفته‏نامه‏هاى فرانسوى‏.
پرسمان:در مورد چگونگی گرویدن خود به تشیع برایمان بگوئید؟
 بسم الله الرحمن الرحیم:در هنگام تحصيل، درباره علل و خواستگاه پيدايش مذاهب و فرقه‏هاى اسلامى درس‏هايى را گذرانده بودم.تلاش نويسندگان اين كتاب‏ها، اين بود كه استدلال‏هاى شيعه را در حقانيت ولايت اميرمؤمنان عليه‏السلام و امامت، بر اساس نصّ الهى، سخيف و بى‏اهميت جلوه دهند؛ ولى در همان دوره هم پيش خودم حضرت على عليه‏السلام را سزاورتر از ساير صحابه، براى حكومت بعد از پيامبر، مى‏دانستم. با شروع مطالعاتم، نوعى اجحاف را در حق اهل‏بيت عليهم‏السلام احساس كردم؛ چون با نام‏هاى جديدى از اهل‏بيت، مثل امام صادق عليه‏السلام آشنا مى‏شدم به شكل مختصر با تاريخ تشيع آشنايى پيدا كردم. به همين شكل، با برخى از برادران ديگر در اين موضوع، بحث و گفت‏وگو مى‏كرديم. تمامى اين مباحث، نقش مقدمه‏اى را براى من داشت. نقطه برجسته تحول من، كتاب كوچكى بود كه اتفاقى به دست من رسيد. يكى از دوستان من كه از روى مقدارى از كتاب‏ها، كپى‏بردارى مى‏كرد، چند كتاب را به من هديه داد. در ميان اين كتاب‏ها، كتاب كوچكى‏بود كه حتى جلد هم نداشت و توسط وزارت ارشاد تهيه شده بود. موضوع كتاب درباره قيام امام حسين عليه‏السلام بود. قبل از مطالعه اين كتاب، درباره امام حسين عليه‏السلام مطالبى را شنيده بوديم. از طرف ديگر، به دليل انس با انقلاب ایران، به تشيع هم به شكل كلى علاقمند بودم و نگاه من به تشيع، نگاه به يك مكتب خرافى و باطل نبود. همچنين نقش موفق حزب‏الله در جنوب لبنان هم در اين علاقمندى بى‏تأثير نبود. از طرف ديگر، برخى تبليغات ايران در جهان عرب، مانند نشريه العالم هم مسائل ايران را برايمان منعكس مى‏كرد. برخى متون دينى تشيع، مثل دعاهاى منقول از اهل‏بيت عليهم‏السلام بسيار در ما تأثيرگذار بود. تمامى اين عوامل، باعث ايجاد نوعى انس با تشيع براى ما شده بود. قبل از مطالعه اين كتاب، دسترسى به كتاب‏هاى تاريخى نداشتم تا با مسائل تفصيلى عاشورا آشنا شوم؛ ولى اين كتاب مختصر، وقايع را به شكل زيبايى مطرح كرده بود. اين كتاب، روى من بسيار تأثيرگذار بود؛ به طورى كه من و همسرم، هنگام مطالعه كتاب، اشك در چشم‏هايمان حلقه مى‏زد. كتاب، ابعاد جديدى از حركت و مبانى امام حسين عليه‏السلام را برايمان روشن كرد. احساس خسران مى‏كردم كه چرا به اين ابعاد اعتقادى زودتر دست پيدا نكرده بودم و به نوعى خودم را سرزنش مى‏كردم. در مراحل بعد، اشعار عربى بزرگانى از شيعه به دستم رسيد.
شعرهاى دعبل خزاعى، كميت اسدى و سيد حميرى و ديدم كه تصوير بسيار بلندى از اهل‏بيت عليهم‏السلام ارائه مى‏دهند و در عين حال، شعر اين بزرگان، نشان‏دهنده عمق مبارزه‏اى بود كه ميان اهل‏بيت عليهم‏السلام و دشمنانشان انجام شده بود.
بعد از آن كتاب المراجعات به دستم رسيد، با علاقه زيادى تمام بخش‏ها و نامه‏هاى رد و بدل شده ميان علامه سيد حسين شرف‏الدين و شيخ سليم البشرى را مطالعه كردم.
قدرت استدلال مذهب تشيع و اقرار شيخ البشرى به اين مسئله، توانايى بالاى سيد شرف‏الدين در اداره گفت‏وگو و مسائل اختلافى، زبان ادبى زيبا و سطح بالاى ادبى كتاب، در جذب من به مذهب تشيع بسيار مؤثر بود. بعد از خواندن اين كتاب، از درون، به حقانيت تشيع اطمينان پيدا كردم و به اين نتيجه رسيدم كه در طول تاريخ اسلام، تحريف بزرگى به وجود آمده است.
كتاب معالم المدرستين، نوشته علامه عسگرى هم در قانع كردن من نسبت به تشيع مؤثر بود. اين كتاب، كتابى قوى و مستدل بود.
پس از مطالعه این کتب به نوعى به خودم بازمى‏گشتم و تجربيات شخصى خودم را از دوران كودكى مرور مى‏كردم و فهميدم كه چرا هنگام شنيدن نام حضرت على عليه‏السلام،در قلبم، اين محبت فراوان و خشوع زياد را احساس مى‏كردم؛ و بعدها با خواندن كتاب «شيخ المضيره ابوهريره»، شخصيت واقعى ابوهريره نیز برايم كشف شد و باز فهميدم كه چرا در دوران كودكى، نام اين شخصيت اصلاً برايم جاذبه‏اى نداشت.
در همه مراحل تصميم گرفتم كه نتيجه‏گيرى عجولانه‏اى نداشته باشم؛ چون به اين نتيجه رسيده بودم كه مكتب تشيع، در باورهاى خود به استدلال‏ها و متون قوى دينى استناد دارد.و در آخر اینکه: 
تحول من به تشيع، به سختى و دشوارى انجام نشد؛ بلكه با توجه به زمينه‏هايى كه توضيح دادم، من بسيار آسان تشيع را پذيرفتم.
 
مصاحبه با دکتر عصام العماد:
اوشيعه‌شناس، متخصص در علم رجال و حديث و تاريخ، مدرس مجمع جهاني اهل بيت(ع) و فارغ‌التحصيل دانشگاه‌هاي مذاهب عربستان سعودي است. وي که خود زماني پيرو وهابيت بوده و اکنون به مذهب تشيع گرويده است، در گفت‌وگوي تفصيلي به تشريح شكل‌گيري فرقه وهابيت و افشاي ماهيت آن پرداخته است.
وي با بيان اين كه مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است، گفت كه نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفكر است.

العماد، بزرگ‌ترين مشكل دنياي اسلام را حركت وهابيت دانست و با بيان اين كه وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند، پيشنهاد داد كه علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تكفيري وهابيون بيانيه‌اي مشترك صادر كنند.

وي با اشاره به اين كه فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است، آن را در راستاي متوقف كردن حركت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمين دانست.

دكتر عصام العماد كه يمني‌الاصل و 39 ساله است و تحصيلات خود را در دانشگاه‌هاي عربستان گذرانده و روزي خود در زمره پيروان وهابيت بوده و امروز به عنوان يك شيعه‌شناس در ايران به تدريس و تاليف مشغول است، در گفت‌وگويي تفصيلي با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: صدور فتواي تكفيري 38 نفر از علماي وهابي عربستان چيز غريب و جديدي نيست؛ چرا كه وقتي ما به تاريخ وهابيت از بدو تأسيس آن نگاه مي‌كنيم، مشاهده مي‌كنيم كه وهابيت در بستر تكفير به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حركت كرده است.

العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان كه به ايران آمدم مشغول تاليف كتب و نقد روش وهابيت شدم كه يك نمونه از مناظراتم با يكي از مفتي‌هاي كويت صورت گرفت و آن در مجموعه كتاب «الزلزال» چاپ شده است كه به فارسي نيز ترجمه شده است.
دكتر عصام العماد، شيعه شدنش را هديه‌ي آسماني برشمرد و گفت: من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصيل بودم و با خود در اين انديشه بودم كه پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علي و امام حسين (ع) و ديگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌اي موج مي‌زند و كهنه نشده است و از طرف ديگر نقدهاي شديد نسبت به امام علي (ع) و امام حسين(ع) را در مجالس علمي عربستان مشاهده مي‌كردم و مي‌ديدم ظلم‌هاي يزد و معاويه توجيه مي‌شود ولي به راحتي امامان شيعه نقد مي‌شوند.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 23:32  توسط ناصر  | 

«آقاي طاهر سيف الدين» و «خانم سيف الدين»، زوج خوشبختي از كشور ازبكستان كه نور اسلام و تشيع بر دلشان تابيدن گرفته و اكنون خود مبلغ ديني و مذهبي شده اند.
صحبت از دو جوان و دو بنده خوب خداست كه يكي از ابتدا مسلمان سني بوده و سپس به تشيع گرويده و ديگري به مسلك كمونيسم و بي ديني، كه اكنون شيعه خالص اثني عشري شده است. اين دو جوان از كشور ازبكستانند، كشوري كه هرچند اكثريت جمعيت اش مسلمانند اما سيطره نيم قرن حكومت و افكار كمونيستي در حيطه كشوري بنام اتحاد جماهير شوروي هنوز از اين كشور و ساير بلاد همانند آن رخت برنبست طاهر سيف الدين با علم و آگاهي و در عين حال احساسات خود از امام علي«ع» و از تشيع گفت: به عقيده «طاهر» واقعيت هاي تاريخي به سود شيعه است. چرا كه شيعه فردي چون امام علي«ع» را به عنوان يك الگوي جهاني معرفي كرده در حالي كه ساير مذاهب اسلامي چنين الگويي را ندارند.
وي گفت: وقتي اسم حضرت علي«ع» برده مي شود براي من او فردي است كه مقابل ظالم سخت مي ايستد و مقابل يتيم زانو مي زند و چنين شخصيتي را فقط تشيع دارد.
وي افزود: من سني مذهب بودم اما همواره حقيقتي برتر را جستجو مي كردم، سخنان حضرت علي«ع» براي من بسيار جالب بود و يك جمله امام مرا دگرگون كرد و آن جمله «اعرف الحق تعرف الاهله» بود كه مرا به سوي آن حقيقت كشاند و به تشيع گرويدم، اين جمله براي من كليدي است كه در همه زندگي مي توان آن را پيدا كرد.
وي ادامه داد: حضرت امام خميني نيز شخصيتي است كه در جهان نظير ندارد و شما بايد افتخار كنيد كه رهبر محبوب ما اين گونه بوده و الان هم رهبري داريم كه هم و غم او شب و روزكار كردن برای مردمش است.
وي اظهار داشت: «8سال پيش به ايران آمدم و به مذهب تشيع رو آوردم و بسيار خوشحالم كه 8سال در جامعه اي سالم و در حكومتي سالم زندگي كردم، شما جوانان نجات يافته اي هستيد شايد متوجه آنچه داريد نشويد اما اين تجربه ها براي ما خيلي گران قيمت است.»
طاهر سيف الدين حافظ 4جزء قرآن است و 24شاگرد جوان در كشور خود دارد كه آنها را هدايت و راهنمايي و با اسلام و تشيع آشنا مي كند.
وي كه در حوزه علميه قم مشغول گذراندن دوره هاي علوم اسلامي است در رشته تاريخ اسلامي از مركز مطالعات اسلامي فارغ التحصيل شده، مي گويد: الان 10هزار طلبه خارجي در قم مشغول تحصيل هستند اما اگر ظرفيت و امكانات اين مركز بيشتر بشود تعداد بسيار زيادي طلبه علاقه مند به تشيع در سراسر جهان، مشتاق حضور و تحصيل در آن هستند.
خانم مدينه سيف الدين نيز در اين جلسه از مسلمان شدن خود گفت، وي اظهار داشت: من در كشوري زندگي مي كردم كه تحت سيطره حكومت كمونيستي شوروي؛ دينداري در آن بسيار مشكل بود
وي افزود: هرچند برخي قوانين دين اسلام سخت بود، گفتن شهادتين راحت ترين كار و رعايت حجاب سخت ترين آنها بود اما تحمل كردم، در ايران به من چادر دادند و زبان فارسي را ياد گرفتم و با مطالعات زياد پاسخ سؤالاتم را گرفتم و مانند همسرم شيعه شدم.
وي ادامه داد: زن آزاد در كشور ما مانند كالايي است كه از او استفاده مي شود، زن هر كاري دلش خواست انجام مي دهد در واقع فروخته مي شود، ارزشي ندارد، امنيتي ندارد، اما در ايران اسلامي، جامعه و حكومت به زنان امنيت داده است و زن ارزش دارد و داراي شخصيت است.
خانم سيف الدين گفت: آنچه ما از اسلام و شيعه و از ايران داريم برايمان بسيار قيمتي است اما شما خودتان نمي دانيد چه داريد چون از ابتدا اينجا بزرگ شده ايد.
ما در كجا ايستاده ايم؟ مهد تشيع، مهد انقلاب اسلامي، تنها كشور جهان با نظام جمهوري اسلامي، مهد حوزه هاي علميه شيعي  به راستي ما چه كرده ايم؟ روحانيون و طلبه، مسئولان فرهنگي، رسانه ها، و شما دانش آموز و دانشجو و شهروند و... هيچ، مي دانيد ما در كجاي دنيا ايستاده ايم، مي دانيد بسياري از آزادگان و اسلام خواهان آرزوي زندگي در كشوري چون ايران را دارند و در حسرت داشتن موقعيتي چون موقعيت جوانان ما هستند چرا ما قدر داشته ها
ي خود را نمي دانيم.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 23:7  توسط ناصر  | 
«و قل جاء الحق و ذهق الباطل إنّ الباطل كان ذهوقاً؛ بگو حق آمد و باطل از میان رفت، بی‌تردید باطل نابود شدنی است». (سوره اسراء، آیه 81)

آخرين آمار که از سوي پايگاه الکترونيکي «ويکي پديا» انتشار يافته، حکايت از روند روبه رشد تعداد شيعيان در سراسر جهان دارد. اين روند به ويژه از سال 2005 ميلادي و پس از آن بعد از جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژيم اشغالگر قدس، سرعت بيشتري يافت.اين در حاليست که گسترش تعاليم اين مذهب در جهان باعث شده در بسياري از کشورهاي غربي نيز تشيع گسترش يابد. به رغم تبليغات گسترده دشمنان مذهب تشيع به ويژه وهابيت عليه اين مذهب و نيز مشکلات و ضعف‌هايي که در برنامه‌هاي تبليغي شيعيان وجود داشته، آمار شيعيان روز به روز در جهان رو به افزايش است.

طبق جديدترين آمار اين پايگاه الکترونيکي، حدود 90 درصد مردم ايران، 85 درصد مردم آذربايجان، 80 درصد مردم بحرين، ۶۵ درصد مردم عراق، اكثريت مردم لبنان (55 درصد)، 45 درصد مردم يمن، 35 درصد مردم پاكستان، ۳6 درصد مردم کويت، ۳6 درصد مردم قطر، 20 درصد مردم تركيه، 18 درصد مردم افغانستان، 17 درصد مردم سوريه، ۱۶ درصد مردم امارات متحده عربي و 10 درصد مردم هند را شيعيان تشکيل مي‌دهند.

البته ناگفته نماند به نظر مي رسد آمار ذكر شده كمي از حد واقعي پايين‌تر باشد. به عنوان مثال تعداد شيعيان عراق در آماري غير رسمي 70 درصد و تعداد شيعيان بحرين در آماري رسمي 85 درصد گزارش شده‌اند، ضمن اينكه در كشورمان نيز كه قطب كشورهاي شيعه جهان است، بعيد به نظر مي‌رسد تعداد شيعيان از 95 درصد پايين‌تر باشد. همچنين شواهد حاكي از اين است كه تعداد شيعيان افغانستان و سوريه نيز بسيار بيشتر از چيزي است كه در اين پايگاه الکترونيکي عنوان شده است.

شايان ذکر است در حال حاضر مطابق آمار رسمي، 15 درصد و مطابق آمار غيررسمي 20 درصد جمعيت عربستان را شيعيان تشكيل مي‌دهند، البته از لحاظ جغرافيايي 33 درصد سرزمين‌هاي اعراب سعودي در اختيار شيعيان است.

تعداد شيعيان در جهان اسلام به سرعت رو به افزايش است و مطابق با آمار غير رسمي از بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به طرز عجيبي افزايش يافته است. اكثريت مطلق شيعيان، "اثني عشري" (12 امامي) هستند و تعداد كل شيعيان در جهان اسلام نيز در حال حاضر 25 درصد است كه اين عدد نيز با نرخ قابل توجهي در حال ازدياد است.

شايان ذكر است كه آيت‌الله العظمي شيخ "جعفر سبحاني" نيز در مناظره مكتوبي كه با "سلمان العوده" از شيوخ منحرف وهابي داشته‌، به عدد 25 درصد اشاره نمود. طبيعي است يك عالم با اين عظمت در جهان اسلام هنگامي كه آماري ارائه مي‌دهد و يا مطلبي را بيان مي‌كند، با علم كامل اقدام به چنين كاري مي ورزد؛ به خصوص هنگامي كه طرف مقابل مناظره وي نيز با سكوت خود اين آمار را تاييد مي‌كند.

حضرت آيت‌الله العظمي بهجت نيز در يكي از بيانات چند سال پيش خود تعداد شيعيان را در جهان بيش از 400 ميليون نفر عنوان كرده بود.

به تمام اين مسائل بايد تقيه سني‌هاي شيعه شده را كه از ترس كشته شدن توسط وهابيون و سلفي‌هاي تندرو، شيعه شدن خود را پنهان مي‌كنند نيز افزود.

رشد چشمگير تشيع در جهان توسط وهابيون به خوبي احساس شده تا آنجا كه برخي از آنها در كتاب‌هاي خود به طور واضح به اين مساله اشاره كرده‌اند. دكتر "عصام العماد" فارغ‌التحصيل دانشگاه «امام محمد بن سعود» در رياض و شاگرد بن باز (مفتي اعظم و سابق عربستان سعودي) و امام جماعت يكي از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلغان وهابيت در يمن كه پيش از شيعه شدن كتابي نيز در اثبات كفر و شرك شيعه تحت عنوان «اصله بين الاثني عشريه و فرق الغلاة» نوشته بود، با آشنايي با يكي از جوان‌هاي شيعه، با فرهنگ نوراني تشيع آشنا شد و از فرقه ضاله وهابيت دست كشيد و به مذهب شيعه مشرف شد.

"عصام العماد" به همين مناسبت كتابي با عنوان «رحلتي من الوهابيه الي الاثني عشريه» تأليف نمود. وي در كتاب ديگر خود مي‌نويسد: با مطالعه كتاب‌هايي كه وهابيت در سال‌هاي اخير نوشته‌اند، به يقين در مي‌يابيم كه آنان احساس كرده‌اند كه تنها مذهب آينده، همان مذهب شيعه اماميه است.[1]

شيخ "عبدالله الغنيمان" از اساتيد وهابي دانشگاه «الجامعه الاسلاميه» مي‌گويد: وهابيون به يقين دريافته‌اند، تنها مذهبي كه در آينده، اهل سنت و وهابيت را به طرف خود جذب خواهد كرد، همان مذهب شيعه امامي است.[2]

شيخ "ربيع بن محمد" از نويسندگان بزرگ سعودي وهابي نيز در يكي از كتاب‌هاي خود مي‌نويسد: آنچه باعث فزوني شگفتي من شده اين است كه برخي از برادران وهابي و فرزندان شخصيت‌هاي علمي و دانشجويان مصري كه با ما در جلسات علمي شركت مي‌كردند و برادراني كه ما به آن‌ها حسن ظن داشتيم، اخيرا به سراغ اين مسير تازه (تشيع) را پيمودند و آن تحت تاثير انقلاب ايران بوده است.[3]

شيخ "محمد المغراوي" از ديگر نويسندگان سرشناس وهابي مي‌گويد: با گسترش مذهب تشيع در ميان جوان‌هاي مشرق زمين، بيم آن را دارم كه اين فرهنگ در ميان جوان‌هاي مغرب زمين نيز گسترده شود.[4]

دکتر "ناصر القفاري" استاد دانشگاه‌هاي مدينه در يكي از كتاب‌هاي خود مي‌نويسد: اخيرا تعداد زيادي از اهل سنت به طرف مذهب شيعه گرويده‌اند و اگر كسي كتاب «عنوان المجد في تاريخ البصره و نجد» را مطالعه كند به وحشت مي‌افتد كه چگونه برخي از قبايل عربي به صورت كامل، مذهب شيعه را پذيرفته‌اند.[5]

آري، وهابيت هنگامي كه ديد چگونه عقايد محكم شيعه با كمترين تبليغات مثبت و بيشترين تبليغات منفي همه حقيقت‌جويان را مجذوب خويش ساخته است، به گونه‌اي كه حتي كساني كه در اوج خفقان يعني در دانشگاههاي رياض فارغ التحصيل شده‌اند، به اين سو كشيده مي‌شوند، حربه خود را انتساب القابي چون مشرك و كافر به شيعيان قرار داد! و هنگامي كه ديد اين حربه نيز جواب نداد، دست به ترور و قتل و خونريزي زد! اين‌‌ها همه نشان‌گر گسترش جهاني و بي‌سابقه مذهب تشيع در جهان و به خصوص در جهان اسلام است. بي شک تعاليم و آموزه‌هاي اهل‌بيت(ع) و فقه پوياي اين مذهب باعث افزايش پيروان آن شده و به تبع آن مسووليت سنگيني را بر دوش شيعيان براي نشان دادن واقعيت‌ها و حقايق و مقابله با خرافات و خرافه‌ پرستي‌ها و در نهايت اعتلاي اين مذهب که با ظهور قائم آل محمد(ص) به کمال نهايي خود خواهد رسيد، به همراه خواهد داشت.

خداوند فرموده:« در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح و شایسته ما به ارث خواهند برد.»

و همچنین فرمود: «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده فرمود که  در زمین خلافت دهد، چنان که امت های صالح پیامبران گذشته را جانشینان خود ساخت و دین پسندیده آنان را بر همه جا مسلط و نافذ گرداند. 

آیات شریفه قرآن نیز دلالت‏بر حقانیت وعده خدا وتخلف ناپذیز بودن آن دارند:

فاصبر ان وعدالله حق .شکیبا باش که وعده خدا حق است .

ان الله لایخلف المیعاد . به راستی که خدا خلف وعده نمی‏کند .

گرچه شب تاریک است اندکی صبر سحر نزدیک است.
 
1- المنهج الجديد و الصحيح في الحوار مع الوهابيين، ص 178


2- همان 3- مقدمه كتاب «الشيعه الاماميه في ميزان الاسلام»، ص 5


4- مقدمه كتاب «من سب الصحابه و معاويه فامه هاويه»، ص 4


5- مقدمه كتاب «اصول مذهب الشيعه الاماميه الاثني عشريه»، ج 1، ص ۶

یک جوان اهل تسنن با حضور در بیت آیت الله سید عزالدین زنجانی به مذهب تشیع گروید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بصیرت ، یاسر ریگی که پیش از این به مذهب حنفی اهل تسنن گرایش داشت ، پس از آشنایی با مذهب تشیع و کسب معرفت نسبت به آن٬ با حضور در محضر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله زنجانی به مذهب تشیع گروید .

حضرت آیت الله زنجانی در سخنانی ضمن تبریک به این جوان ایرانی ، به بیان احادیثی در خصوص فضائل و برتری شیعیان نسبت به سایر مذاهب و ویژگی های آنان پرداختند .

آیت الله زنجانی در ادامه شیوه صحیح نماز خواندن و انجام تکالیف دینی را به وی آموزش دادند .  

حتی وهابی ها هم شیعه می شوند!!!

موج گرایش جوانان وهابی به تشیع روز به روز پرخروش‌تر می‌شود. آگاهان موثق گفته‌اند دامنه‌ی این موج حتی به مکه و مدینه نیز رسیده و گروهی از جوانان این دو شهر پیروی از مکتب اهل بیت (ع) راپذیرفته‌اند.

آن‌ها از یک سو خشونت بی‌حساب و وحشتناک تندروان وهابی را در ریختن خون بی‌گناهان و از سوی دیگر محبت‌های بی‌دریغ پیروان اهل بیت  و دعوت به صلح و اتحاد را از سوی آنها می بینند و به حکم فطرت خدادادی خود تمایل به این مکتب پیدا می‌کنند.اضافه بر این، تحریم شدید مطالعه‌ی آثار علمای اهل بیت  سبب کنجکاوی بیشتر آن‌ها و روی آوردن به مکتبی می‌شود که آزادی در تحقیق را شعار خود قرار داده است.آن‌ها می‌بینند که در کتابخانه‌های وهابیان حتی یک کتاب از کتب علمای شیعه نیست در حالی که کتابخانه‌های شیعیان مملو از کتب فقهی،حدیثی و عقاید اهل سنت است.

این گرایش روزافزون جوانان وهابی، مفتیان تندروی سعودی را آن‌چنان خشمگین ساخته که هر روز فتوای جدیدی بر ضد شیعیان صادر می‌کنند که غالبا بر اساس تهمت‌ها و دروغ‌هاست، به گمان این‌که با این‌گونه فتاوا می‌توانند جلوی این موج بایستند، موجی که بر اثر حکومت باشکوه جمهوری اسلامی و قدرت‌نمایی شگفت‌انگیز حزب‌الله لبنان و توانایی شیعیان عراق بوجود آمده است.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 23:5  توسط ناصر  | 
 
 استاد ادريس الحسينى، در كتاب خود «لقد شيعنى الحسين (بى شك حسين مرا شيعه گردانيد)» مى‏گويد: يك روز، يكى از نزديكانم از من پرسيد: چه باعث شد كه تشيع را انتخاب كنى؟ گفتم: آن كس، جدم حسين‏عليه‏السلام بود و ضايعه ناگوار شهادتش در روز عاشورا. گفت: چگونه؟ گفتم: هر گاه به ياد صحنه‏هاى دردناك آن روز مى‏افتم، نمى‏توانم آن اعمال فجيع را نتيجه انديشه‏هاى سالم و هدايت يافته بدانم و خون‏هاى پاك اهل‏بيت‏عليه‏السلام را كه بر ريگ‏هاى بيابان كربلا روان گرديد، همچون جريان آب‏هاى معمولى بپندارم. آن خون، خون بهترين و شريف‏ترين كسى بود كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله بارها درباره‏اش به مردم سفارش كرده بود...و چنين كسى نمى‏توانست بر باطل باشد و كشندگان او بر حق؛ زيرا قاتلان امام حسين‏عليه‏السلام خود مى‏دانستند كه او بر اميرشان يزيد به مراتب فضيلت دارد و بزرگ دنياى عرب و اسلام است؛ اما چون به مال و ارزش دنيا كه يزيد وعده‏شان داده بود، طمع كرده بودند، به كشتن فرزندزاده پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله تن در دادند.
آرى، حسين‏عليه‏السلام مرا شيعه گردانيد؛ آن گاه كه ياد كرد عظيم او را در سوگوارى‏ها و مراسم عزا و ماتم مشاهده كردم و به حقيقت حال او و معاندانش در حادثه كربلا، آگاه گرديدم. شيعه شدم با خون‏هاى تازه شهيدان كربلا كه بر ريگ‏هاى بيابان طف جارى بود و با ضجه بچه‏ها و شيون زنان.
كربلا ورودگاه من به تاريخ است و به حقيقت و به اسلام. حال چگونه مى‏توانم همچون عارفى رقيق‏القلب و شاعرى نازك خيال، مجذوب آن نگردم و بدان گرايش نيابم!

یا اباصالح ادرکنی

شما چطور شيعه شديد؟
 
گفت: اسم من ياقوت و شغلم روغن فروشى در كنار پل شهر حلّه بود. چند سال قبل براى خريد روغن از روستاهاى اطراف شهر همراه جمعى از شهر خارج شدم و پس از خريد به طرف شهر به راه افتاديم. در بين راه در يكى از مناطق كه استراحت كرده بوديم، من به خواب رفتم و وقتى بيدار شدم، ديدم دوستانم همگى رفته‏اند و من تنها در بيابان مانده‏ام. اتفاقاً راه ما با شهر حلّه راه بى آب و علفى بود كه حيوانات درنده‏ى زيادى هم داشت و آبادى هم در آن نزديكى نبود. به هر حال به راه افتادم اما راه را گم كردم و در بيابان سرگردان شدم. كم كم از درندگان وحشى و نيز از تشنگى كه ممكن بود مرا از پاى درآورند به شدت به وحشت افتادم. به اولياى خدا كه در آن روز به آنها معتقد بودم مثل ابابكر و عمر و عثمان و معاويه متوسل شدم و از آنها كمك خواستم ولى خبرى نشد. در همين بين يادم آمد كه مادرم به من مى‏گفت: ما امام زمانى داريم كه زنده است و هر وقت كار بر ما مشكل مى‏شود يا راه را گم مى‏كنيم او به فرياد ما مى‏رسد و كنيه‏اش اباصالح است.
 
من با خداى تعالى عهد بستم كه اگر آن حضرت مرا از اين گمراهى نجات دهد به مذهب مادرم كه تشيع است مشرف مى‏شوم. بالاخره از آن حضرت كمك خواستم و فرياد مى‏زدم: يا اباصالح ادركنى! 
 
ناگهان ديدم يك نفر كه عمامه‏ى سبزى به سر دارد، كنار من راه مى‏رود و راه را به من نشان مى‏دهد و مى‏گويد: به دين مادرت مشرف شو. همچنين فرمود: الان به منطقه‏اى مى‏رسى كه اهل آن همه شيعه هستند
 چند قدمى كه رفتم به همان منطقه رسيدم كه آن حضرت فرموده بود. در حالى كه مسافت تا آنجا به قدرى زياد بود كه دوستانم روز بعد به آنجا رسيدند. وقتى به شهر حلّه رسيديم من به نزد دانشمند بزرگ سيدمهدى قزوينى رفتم و ماجراى خود را براى او نقل كردم و شيعه شدم.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 23:4  توسط ناصر  | 

هر آن چه هستي باز آي !

مصاحبه تبيان با بانويي كه علي بن ابيطالب (ع) را برگزيد

 

دلا باید به هر دم یا علی گفت. 

خانم اوذ دونوش 28 ساله متولد آنكارا هستند ، وي در 16 سالگي مذهب جعفري را شناخت و به گفته خويش زماني واقعا شيعه شد كه امير المومنين عليه اسلام را شناخت . او توانست خواهران خود را تحت تاثير قرار دهد و آنها را نيز به مذهب شيعه مشرف نمايد .

 به نظر من انسان و بشر با هم فرق مي كنند . خدا هميشه بشر مي آفريند ، ولي انسان شدن فقط با قرآن واهل بيت (ع) است .

 

تبيان : لطفا ضمن معرفي خودتان ، سوابق علمي و كاري خود را براي ما بيان نماييد .

اوذ دونوش هستم  اهل تركيه. اينجا تحصيل مي كنم و دانشجوي فوق ليسانس در رشته ادبيات فارسي در دانشگاه علامه طباطبايي . متاهلم  و تقريبا 7 ساله كه در ايران هستم  و فعلا در ايران زندگي مي كنم .

تبيان : قبلا پيرو كدام يك از مذاهب چهارگانه اهل سنت بوديد ؟

من حنفي بودم .

مذهب شيعه بسيار عقلاني است ، يعني براي هر چيزي دليل و منطق دارد.

تبيان : بفرماييد كه چه نكته اي باعث شد به فكر تحقيق در تشيع بيفتيد؟ آيا نكته ي خاصي نظر شما را جلب كرد؟

16 سال داشتم كه با چند نفر كه ايراني بودند دوست شدم . يك روز به مهماني آنها رفتم و ديدم كه موقع وضو گرفتن پاهاشون رو نمي شويند ، بلكه مسح مي كشيدند.

بعد از آنها پرسيدم كه چرا چنين مي كنند؟

آنها گفتند مذهب ما جعفري است و در مذهب جعفري بايد اين گونه وضو گرفت .اين اولين باري بود كه درباره مذهب جعفري مي شنيدم . بسيار برايم جالب بود كه غير از 4 مذهب سني نام مذهب ديگري را مي شنيدم . خيلي كنجكاو شدم .

همان دوستانم كتاب اعتقادات مذهب جعفري را به من معرفي كردند . از آن به بعد خيلي تحقيق كردم .

بيشتر از طريق كتب مختلف با مذهب شيعه آشنا شدم. استادي داشتم كه با اين كه جوان بود اما اطلاعات بسيار خوبي داشت . اولين بار نام امام مهدي (عج) را از ايشان شنيدم. در ابتدا چند تا موضوع بود كه اصلا نمي توانستم بپذيرم . يكي از آنها هم امام مهدي (عج) بود . خيلي برايم عجيب بود و سوالات زيادي در ذهنم ايجاد شد كه چطور مي شود يك نفر اين همه سال عمر كند و زندگي به اين طولاني داشته باشد . در مذهب حنفي هيچ چيزي درباره امام مهدي (عج)وجود ندارد .

كتابهاي بسياري در اين باره به من معرفي شد كه مطالعه كردم. پاسخ سوالاتم را از اساتيدم پرسيدم و قانع شدم .

تبيان : براي به دست آوردن عقايد شيعه چه كتابهايي را مطالعه نموديد؟

بيشتر كتاب هاي مرتضي مطهري را خواندم  . واقعا من از خواندن كتاب هاي ايشان لذت مي برم .

زبان استاد مطهري خيلي ساده است . اصلا براي ماست . ماشاءالله ايراني ها علما و نويسندگان بسيار بزرگي دارند ، ولي استاد مطهري زبانش بسيار ساده است . چون ما از اول شيعه نبوديم و اطلاعات زيادي نداشتيم ، كتب ايشان مطالب جامع و كاملي را در اختيار ما مي گذارد . 

كتاب "فطرت" ايشان را  چند بار خواندم و هنوز هم دوست دارم اين كتاب را بخوانم . استاد بسيار زيبا فطرت را تعريف كرده است .

يا كتاب "انسان كامل " و يا " حجاب " . باور كنيد من وقتي كتاب حجاب را خواندم با اينكه با حجاب بودم ، اما دوست داشتم دوباره حجاب ديگري بپوشم .

به نظر من انسان و بشر با هم فرق مي كنند . خدا هميشه بشر مي آفريند ، ولي انسان شدن فقط با قرآن واهل بيت (ع) است .

تبيان : از شيعه شدن خود ، خاطره ي خوبي داريد ؟

اولين چيزي كه از مذهب شيعه واقعا از ته دل پذيرفتم و از آن بسيار خوشم آمد ، مهر و سجده كردن بر خاك و  مخصوصا سجده بر تربت امام حسين عليه السلام بود .  يكي از دوستانم يك تربت امام حسين (ع) به من هديه داد. وقتي براي اولين بار پيش خانواده ام با مهر نماز خواندم ، مادرم از من پرسيد كه چرا اين طوري نماز مي خواني؟

براي مادرم توضيح دادم كه اين خاك نوه پيامبر (ص) است كه اسمش حسين است .

معناي سجده كردن ، كه ما از خاك آمديم و به خاك بر مي گرديم را خيلي دوست دارم.

 هميشه وقتي از من مي پرسند چرا شيعه شدي ، مي گويم فقط برو دنبال علي ، علي را بشناس . باور كن آنوقت تو هم شيعه مي شوي .

مذهب شيعه بسيار عقلاني است ، يعني براي هر چيزي دليل و منطق دارد.

 بعضي مواقع با دوستان غير شيعه ام  كه بحث مي كنم ،آنها به جايي مي رسند كه ديگر جوابي ندارند ، اما شيعه اين طور نيست و تا آخر  مي تواند با دليل و منطق خود را اثبات نمايد .

تبيان : بعد از اينكه شيعه شديد اطرافيان چه رفتاري با شما داشتند؟ شما چه رفتاري با آنها داشتيد؟

بعد از اينكه پدرم متوجه شد كه من شيعه شدم ، فكر مي كرد من دينم را عوض كردم ، خيلي ايراد مي گرفتند كه چرا اين طور نماز مي خواني ؟ چرا مهر مي گذاري ؟ كه البته مي گفتند چرا سنگ مي گذاري ؟ ايراد مي گرفتند كه چرا اين طور روزه مي گيري ؟ چون در تركيه اذان مغرب تقريبا يك ربع قبل از غروب آفتاب گفته مي شود . خيلي سخت بود كه يك ربع سر سفره بنشيني اما افطار نكني . پدرم مي گفت چرا شما با همه مردم فرق مي كنيد ؟

يا وقتي خود خليفه دوم كه در بين اهل سنت اين همه احترام براي او قائلند، مي گويد اگر علي نبود من هلاك مي شدم .  ديگر جايي براي ابهام باقي نمي ماند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 23:1  توسط ناصر  | 

لاجرم سفر به پايان رسيد وروح و روان من از آب زلال اهل بيت و فرزند خلف آنان پاك و منزه و معطر گشته بود اما دل كندن از چنين فضايى برايم دشوار بود ولى بالاخره سوار بر هواپيما شديم و به سوى كشور خود رهسپار گشتيم تا آن زمان شيعه‏ اى در ديار ما نبود و يا اگر بود من از آن بي اطلاع بودم پس از رسيدن به سنگاپور تغيير افكار و مذهب خود را از همراهان، آشنايان، خانواده‏ ام كتمان نمودم و سعى در مستحكم كردن اين عقيده داشتم. در زمان خواندن نمازهايم مادرم مرا كنترل كرده و از من سوال مي كرد كه نماز را چرا در پنج وقت نمي خوانى كه با كتمان اين موضوع و تقيه كردن اين موضوع را گذراندم لذا با شيعيان كشورهاي اندونزى و مالزى ارتباط پيدا كردم و خود را مجهز به علم و معرفت نمودم تا بتوانم اين مذهب حقه جعفرى را اشاعه و ترويج دهم، ابتدا از خانواده خود شروع كردم و همسرم را دعوت به اين امر نمودم كه او نيز به لطف خداوند متعال شيعه شد و بيشترين كمك را در ترويج ‏برنامه ‏هايم به من كرده است. سپس با همكارى همسرم باجناقهاى خود را به اين صراط مستقيم دعوت نموديم كه آنهم موثر افتاد و بحمدالله همگى آنها شيعه شدند و در اين راستا با يكديگر جلسات هفتگى داشتيم كه دولت ‏سنگاپور اقدام به كنترل و جاسوسى جلسات ما را نمود ولى پس از اينكه متوجه شد كه ما در اين جلسات خطرى نداريم و فقط صحبت مذهبى مي كنيم ديگر با جمع ما كارى نداشتند ولى هنوز كنترل خود را بر ما دارند. و از آنجايى كه خداوند اگر بخواهد هدايت مي كند لطف و رحمتش شامل حال ما شد و ما توانستيم در اين مدت شعاع تبليغ خود را به تمام شهر و كشور توسعه داده و مروج مذهب شيعه بشويم كه تا بحال بالغ بر 1100 نفر از افراد اين كشور به مذهب شيعه گرويده ‏اند و از خداوند متعال خواستاريم كه اين توفيق را بر ما روز افزون نمايد. البته لازم به ذكر است كه در طى اين مدت مشقتها و سختي هايى را نيز متحمل شده‏ ايم كه شيرينى پيشرفت كار آن تلخي ها را از كام ما مي زدايد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:52  توسط ناصر  | 
چگونه با شیعه آشنا شدید؟ و چرا اصلاً این مذهب را انتخاب کردید و چه ویژگی هایی در شیعه دیدید؟
وقتی سنی بودم زیاد سؤال به ذهنم می آمد و هیچ کس نمی توانست آن ها جواب دهد. مثلاً دربارۀ امام زمان (عج). می گفتند که یک روز فردی می آید و زمین را پر از عدل و داد می کند و نمی گفتند که پدر و مادر این فرد کیست و در مورد اهل بیت کم می دانستم. فقط می دانستم که حضرت زهرا سلام ا... علیها هست و شوهرش و اصلاً در مورد امام حسن علیه السلامو حسین علیه السلام و کلا، هیچ چیز نمی دانستم که این ها هم هستند. وقتی دو سال در مسکو در کالج اسلامی درس خواندم همان جا با مذهب اهل تشیع آشنا شدم؛ چون مدیر مدرسۀ ما شیعه بود. 

آقای حسن، شما چگونه شیعه شدید؟
اول این که آنچه را که اهل تشیع می گوید اهل تسنن نمی گویند. برای من از همه مهمتر این بود که با شخصیت امام علی علیه السلام آشنا شوم و خیلی ناراحت بودم که از 16 سالگی اسلام را قبول کردم و در 25 سالگی شیعه شدم و خیلی تأسف خوردم که نمی دانستم امام علی علیه السلام کیست. 

- بعد از این که شیعه شدید رفتار دیگران با شما چگونه بود؟

دوستانی که اهل تسنن بودند دیگر با من رفت و آمد نمی کردند. در خانوادۀ من بیشتر  زن ها دین اسلام را قبول می کردند مثلاً مادر و مادربزرگم یک بار که به سفارت خانه آمدند و رفتار شیعیان و کلاً رفتار مسلمانان را دیدند زود اسلام را قبول کردند. 

- الان چند نفر از خانوادۀ شما شیعه هستند؟
چهار نفر و همه آن ها زنان هستند. 
خانم زینب چه ویژگی هایی را در شیعه دیدید، که در ادیان دیگر وجود ندارد؟
از ویژگی های مهم، روضه خوانی بود که خیلی برای من مهم بود. در مذهب اهل تسنن که بودم هیچ وقت گریه نکردم اما وقتی انسان با مذهب اهل تشیع آشنا می شود، می فهمد که ائمه و دختر پیامبر ما چه مصایبی داشتند. واقعاً بدون گریه و بدون اشک نمی شود آن را قبول کرد. یکی دیگر این که شیعیان خیلی مهربان هستند. 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:48  توسط ناصر  | 
حسين عربى‏

معروف عبدالمجيد محمد به سال 1952 ميلادى، در خانواده‏اى شافعى مذهب، در استان قليوبيه مصر به دنيا آمد. تحصيلاتش را در دانشگاه الازهر ودر رشته زبان و ادبيات سامى به پايان برد. سپس در دانشگاه روم ايتاليا و در رشته كتيبه‏هاى سامى فارغ التحصيل شد. پس از آن به تحصيل در رشته آثار باستانى روم و يونان باستان در دانشگاه‏هاى زوريخ سوئيس و گوتينگ آلمان پرداخت و از اين دانشگاه‏ها فارغ التحصيل شد. معروف عبدالمجيد، علاوه بر تسلط كامل بر زبان و ادبيات عرب، به چند زبان زنده دنيا آشنايى كامل دارد. وى در سال 1984 ميلادى و پس از چند سال مطالعه و تحقيق و جست و جو مستبصر شده، به مذهب اهل بيت«ع» گرويد و هم اكنون به تدريس در محيطهاى دانشگاهى و فعاليت در رسانه‏هاى گروهى و از جمله راديو و تلويزيون برون مرزى مشغول است. علاقه شديد وى به نويسندگى و سرودن شعر سبب شد كتاب‏هاى خود را با هزينه شخصى به چاپ برساند؛ رمان «انا الحسين بن على» كه با نام «مرگ سرخ» به فارسى ترجمه شده است. آنچه از نظر مى‏گذرد، مصاحبه‏اى كوتاه از سوى ماهنامه پرسمان با استاد در يك روز سرد زمستانى در منزل وى در شهر مقدس قم است.


باتشكر از اين كه وقت گرانمايه‏تان را در اختيار ماهنامه پرسمان نهاديد، استاد چه شد كه به مذهب تشيع گرويديد...؟!
با تشكر، من در سال 1362 شمسى از سوئيس به ايران آمدم. پس از مدتى در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، در بخش مربوط به اقليت‏هاى مذهبى، مشغول به كار شدم. همكارانم مى‏دانستند كه من سُنى شافعى هستم، براى همين چند نفر از اساتيد را آوردند تا با من صحبت و حقانيت مذهب اهل بيت«ع» را ثابت كنند؛ اما از آن جا كه من در «ألازهر» مصر درس خوانده بودم و تا حدى بر امور تاريخى و مذهبى مسلط بودم، در مباحثه‏ها غالب مى‏شدم و حتى نزديك بود آن‏ها را سنى كنم.«خنده استاد» براى همين به دانشجويان سفارش مى‏كنم كه در محيطهاى دانشگاهى به بحث با پيروان مذاهب ديگر نپردازند؛ زيرا اين كار احتياج به مطالعه فراوان و تسلط كافى بر قضايا و حوادث تاريخى دارد و اگر شخصى بدون مطالعه وارد اين ميدان شود، ممكن است دچار ترديد شود و ضربه روانى سختى بخورد. آن‏ها كه از اين مسأله نااميد شدند، به دنبال كار خودشان رفتند و من هم به كارهاى خودم رسيدگى مى‏كردم. در محل كار بنده كتابخانه كوچكى وجود داشت كه تقريباً تمام كتاب‏هاى عربى آن را مطالعه كرده بودم. روزى بيكار نشسته بودم و مى‏خواستم چيزى را مطالعه كنم. سرى به قفسه كتاب‏ها زدم. چشمم به كتابى به نام «المراجعات» افتاد كه تا آن زمان اسمش را نشنيده بودم و از نويسنده و محتواى ارزشمند آن هيچ اطلاعى نداشتم. كتاب را برداشتم و چند ورقى از آن را مطالعه اجمالى كردم. ديدم موضوع آن درباره مسائل مشترك و مورد اختلاف شيعه و سنى است و شامل نامه‏هايى است كه بين سيد عبدالحسين شرف الدين عاملى و شيخ سليم البشرى، رئيس الازهر مصر، رد و بدل شده است. كتاب بسيار جذاب و براى من بسيار شيرين و مفيد بود.
مقدمه آن را مطالعه كرده بودم كه ظهر شد. من كتاب را با خود به منزل بردم. پس از صرف نهار و به جاى آوردن نماز ظهر، به مطالعه كتاب ادامه دادم. هنگام نماز عصر، نماز عصر را به روش مذهب شافعى به جاى آوردم و دوباره با شور و اشتياق به مطالعه كتاب«المراجعات» ادامه دادم.
طى مطالعه كتاب، گذشت زمان را متوجه نمى‏شدم. ناگهان سرم را از كتاب بلند كردم كه ديدم آفتاب غروب كرده و وقت نماز مغرب فرا رسيده است. براى وضو گرفتن برخاستم. غرق در افكار خويش بودم. جملات كتاب به سرعت در ذهن من مرور مى‏شدند. گويى تمام نامه‏هاى مؤدبانه شيخ الأزهر و جواب‏هاى زيبا و حكيمانه سيد شرف الدين را حفظ شده بودم... .
تصميم خويش را گرفتم نماز مغرب و عشا را طبق مذهب اهل بيت«ع» به جاى آوردم. براى اطمينان بيش‏تر كتاب «المراجعات» را چند بار ديگر خواندم و از اين كه به صورت كاملاً تصادفى با اين كتاب و محتواى بسيار ارزشمند آن آشنا شده بودم، خداى را شكر كردم.
از كجا و به چه دلايلى به حقانيت تشيع پى برديد؟
دلايل متعددى وجود دارد و فردى كه به دنبال حقيقت است، بايد كتاب‏هاى اصيل تاريخى از قبيل تاريخ طبرى، الكامل ابن اثير، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و محمد عبدُه و... را كه به وسيله بزرگان اهل تسنن نوشته شده است، مطالعه كند. علاوه بر اين يك دليل بسيار ساده وجود دارد و آن اين است كه در زبان عربى مى‏گويند: «اهل البيت أدرى بما فى البيت؛ اهل خانه به آن چه در خانه است آگاه‏ترند.» چنان كه صاحب خانه بهتر مى‏داند وسايل و ظروف خانه در كجا قرار دارد؛ اهل بيت نبوت«ع» هم به مسائل و احكام دين آگاه‏ترند؛ البته علماى ديگر هم مسائلى را مى‏دانند؛ ولى همانند اهل بيت«ع» آگاهى ندارند. دلايل بسيارى دارد كه در اين مجال كوتاه نمى‏گنجد.
استاد؛ درباره علاقه‏تان به امام حسين«ع» و انگيزه نوشتن رمان«انا الحسين بن على» بفرماييد.
مردم مصر اشتراكات فرهنگى زيادى با مردم ايران دارند؛ از قبيل اين كه هر دو داراى پيشينه تاريخى و تمدنى كهن هستند، هر دو عرب زبان نبوده‏اند، هر دو به وسيله اسلام فتح شده‏اند، مبادلات اقتصادى و فرهنگى ديرينه داشته‏اند و... . همچنين مردم مصر علاقه زيادى به امام حسين«ع» و زينب كبرا«س» دارند.
چنان كه مى‏دانيد در وسط شهر قاهره و در نزديكى دانشگاه «الازهر» مسجد بزرگ «رأس الحسين» قرار دارد. من در دوره جوانى‏ام كه به «الازهر» مى‏رفتم، هر روز دو مرتبه از جلوى اين مسجد رد مى‏شدم و در دلم به حسين بن على«ع» سلام و عرض ادب مى‏كردم. همين علاقه باعث شد كه كتابى درباره امام حسين«ع» بنويسم. اميدوارم مورد قبول خداوند متعال قرار گيرد و ذخيره آخرت باشد. ان شاء الله.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:38  توسط ناصر  | 

بسم الله النور

بسیارند اندیشه وران نامدار و متفکری که از مسیحیت به اسلام گرویده اند.اینان پس از مدتی تدبر و مطالعه در آموزه های اسلام آن را به عنوان دین رهایی بخش و عاقلانه و عاشقانه پذیرفته اند.دلایل آنها را در چند گزینه می توان  خلاصه کرد: عقل ستیز بودن تثلیث مسیحی(سه خدا گرایی، سه اقنوم پرستی)، همراه بودن مسیحیت با سحر و کهانت و رازهای بسیار، عدم استناد محکم  انجیل، پربودن کتاب مقدس از تناقضات و ابهامات و نسبت های ناروا به ائلیای الهی، میراث غنی عرفان حماسی اسلامی و فرار از رهبانیت سکولار مسیحی، قوت آموزه های کلامی اسلامی، عمق معنایی و عقلی سنت های اسلامی، اجتهاد (خصوصا اجازه اجتهاد روشمند شیعی به تمام متفکرین مسلمان)، غنای عقلی-عرفانی قرآن و سادگی آن، حقیقت روشن اسلام، ژرف‏نگري و تعادل و منطق دین وشیوه زندگی اسلامی، جامعیت احکام و عقاید دین اسلام، ممزوج بودن دین و سیاست در اسلام، زدگی ار روشهای مادیگرایانه و ارزشهای اومانیستی غربی، ماهیت جهان شمولی فلسفه اسلامی، سیره و اخلاق ناب محمدی(صلی الله علیه و آله وسلم) ،شجاعت و فصاحت و خردورزی علوی(علیه السلام)، ایثار وفداکاری و حکمت حسینی(علیه السلام)، حکمت و مدیریت و ساست صادقانه امام خمینی(قدس سره الشریف)، ظلم ستیزی اسلام انقلابی مهدوی، پیروزی باور نکردنی انقلاب اسلامی ایران در برابر شرق و غرب کاملا مسلح و دارای امکانات وسیع، آگاه بخشی اسلام ناب و مبارزه با استحمار و استعمار و استثمار بشریت، جو معنوی و خالصانه اجتماعات دینی مسلمانان، مبارزه اسلام ناب با امپریالیسم رسانه ای و فرهنگی و نظامی، شیوه مباحثه آزادنه مسلمانان در عقاید دینی، دعوت به علم آموزی در اسلام و... . جالب است که این خصوصیات بیشتر در مذهب شیعه اثنی عشری یافت می شود و بسیاری از این مستبصرین به تشیع گرویده اند که در متن می اید. در این متن افرادی چون پروفسور حامد الگار آمریکایی و پروفسور روژه گارودی فرانسوی و کت استیونس (یوسف اسلام، خواننده شهیر انگلیسی) و هزاران اندیشمند دیگر مسلمان شده مورد بحث قرار نگرفته اند... 

پرفسور هانرى كربن  شرق شناس وفیلسوف و نویسنده مشهور فرانسوی(Henri Corbin)

پروفسور هانرى كربن شرق شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپائيانى است كه در طى زندگى خود با حكمت شرقى آشنا شد، و به دنبال مطالعات و تحقيقات چند ساله خود به اسلام و ائمه اطهار(عليهم السلام) تمايل قلبى و يقين عينى و عقلانى پيدا كرد.وى پس از چندى كه با حكمت اشراق سهروردى آشنا شد توجه ويژه اى به ايران شيعى پيدا نمود چنان كه از غرب و هایديگر و استاد خود لويى ماسينيون دور شد. هانرى كربن در سال 1945 به ايران آمد و شاگرد علامه سید محمد حسین طباطبایی، فیلسوف صدرایی معاصر شد.

او به علت علاقه وافر خود به حكمت و عرفان ايرانى به تأسيس بخش ايرانشناسى فرانسه در مركز انجمن ايران و فرانسه پرداخت، هدف وى از ايجاد چنين مركزى انتقال ميراث عرفانى ايرانى به تمام علاقه مندان در غرب بود، وى در طى سالهايى كه در ايران به سر مى برد با انديشمندان شيعه به بحث و تبادل آراء و نظرات پرداخت و در 1324 هـ ش به دين مبين اسلام گرويده، شيعه اثنى عشرى را پذيرفته و از جمله نجات يافتگان شد.

 

استاد علی الشیخ: در سال 1964 میلادی در خانواده ای مسیحی از شاخۀ کاتولیک، در بغداد متولد شد و سالها بعد در اثر تحقیق و تتبع در اسلام به تشیع گروید.

وی هم اکنون دانشجوی رشتۀ دکترای فلسفه در قم است و در کنار آن به تدریس دررشته های مسیحیت، تاریخ ادیان، فلسفه و روش تحقیق در دانشگاه های متعددی مانند: مدرسه امام خمینی و جامعة آل البیت مشغول می باشد.

علی الشیخ سخنرانی های فراوانی در دانشگاه ها مانند دانشگاه تهران و اصفهان و مساجد و حسنینیه ها و مصاحبه های زندۀ تلویزیونی داشته است وهبة السماء که به فارسی نیز ترجمه و به نام هدیۀ آسمانی منتشر شده لاهوت المسیح فی المسیحیة و الاسلام، الصحیح من انجیل المسیح، تاریخ فلسفه غرب از قرون وسطی به بعد از جمله آثار وی است.

این استاد رهیافته ادامه می دهد:

در سال1374 به حوزه آمدم هم اکنون در مدرسة امام خمینی (ره ) مشغول تدریس تاریخ فلسفه ی غرب ، ادیان و فلسفه می باشم

دیگرتالیفم « الصحیح فی انجیل المسیح» است که امسال چاپ گردید. کتاب بزرگی به نام « المسیحیه فی المیزان » دارم که ان شاء الله پس از پایان نامه به اتمام می رسانم .پایان نامه ام نیز در رشته ی فلسفه و کلام است و « حقیقه المسیح (ع) » نام دارد. این مجموعه شامل بحث مقارنه می باشد که تقریبا تمام شده است .

 

شهید ادواردو آنیلی:

ادواردو آنیلی" (Edoardo Agnelli) در 6 ژوئن 1954 درنیویورک به دنیا آمد. پدرش سناتور" جیووانی آنیلی" ثروتمندترین مرد ایتالیا و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری ،لامبورگینی ،لانچیا

میزان ثروت ونفوذ خانواده آنیلی به حدی است که رسانه های ایتالیا از آنها به عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام می برند.


ادواردو تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا طی کرد و بعد به کالج آتلانتیک درانگلستان رفت و پس از آن در رشته ادیان وفلسفه شرق از دانشگاه پرینستون ایالات متحده با اخذ درجه دکتری فارغ التحصیل شد .

ادواردو اواردو آنیلی ایتالیائی زمانی‌ که‌ قرآن‌ را در میان‌ کتابهای‌ کتابخانه‌ می‌بیند، کنجکاو می‌شود و پس از خواندن آن می گوید : احساس‌ می کنم این‌ کلمات، کلمات‌ انسانی‌ و بشری‌ نیست‌ و کلمات‌ حق‌ و نورانی‌ است‌. 

ادواردو قبل از انقلاب مسلمان شده  و پس از شیعه شدنش اسمش را به مهدی تغییر داد.

او چند نوبت به ایران سفر کرده و با حضرت امام (رحمه الله علیه )، حضرت آیت الله خامنه ای وآقای هاشمی رفسنجانی دیدار نموده و به زیارت حضرت امام رضا(علیه السلام) هم نایل آمده بود.

نکاتی از زندگی اداواردو آنیلی : ادواردو به‌ خاطر اسلام‌ آوردنش‌ از طرف‌ خانواده‌اش‌ بسیار تحت‌ فشار بود به‌ او می‌گفتند تو دیوانه‌ شده‌ای‌ و او را می‌برند و در یک‌ تیمارستان در بین‌ ایتالیا و سوییس‌ بستری‌ می‌کنند. خودش‌ می‌گفت‌ که‌ پزشک‌های‌ آن‌ مرکز هم‌ همه‌ صهیونیست‌ بودند و از این‌ بابت‌ خیلی‌ نگران‌ بود. در آن‌ جا هم‌ به‌ شدت‌ تحت‌ فشار بود. آنجا می‌بستندش‌ و او فرار می‌کند، از آن‌ جا می‌آید ایران‌ و مدتی‌ در ایران‌ می‌ماند.

بوسه امام بر پیشانی ادواردو


در یکی‌ از سفرهایی‌ که‌ به‌ ایران‌ آمده‌ بود، با امام‌ هم‌ دیداری‌ داشت‌ و گفت‌ که‌ امام‌ در آن‌ دیدار پیشانی‌ او را بوسیده‌!

ادواردو همواره‌ به‌ دنبال‌ این‌ بود که‌ دوستان‌ و بستگانش‌ را با اسلام‌ آشنا کند در یکی‌ از سفرهایش‌ به‌ ایران‌ یکی‌ از دوستانش‌ را با خودش‌ آورده‌ بود و به‌ من‌ گفت‌ که‌ او را تا مرز اسلام‌ آورده‌ام، جالب‌ است‌ که‌ آن‌ دوستش‌ هم‌ پسر سلطان‌ شراب‌ ایتالیا بود که‌ بعد از بحث‌ هایی‌ او هم‌ اسلام‌ آورد و مسلمان‌ شد یعنی‌ اینکه‌ فرزند بزرگ‌ترین‌ تولید کننده‌ و صادر کنندهِ‌ شراب‌ ایتالیا از طریق‌ ادواردو مسلمان‌ شد. الان‌ او هم‌ زنده‌ است‌ و در ایتالیا منزوی‌ است‌ و در یک‌ آپارتمان‌ در شهر رم‌ زندگی‌ می‌کند.

برای‌ اولین‌ بار که‌ به‌ مشهد رفته‌ بود به‌ او گفتم‌ که‌ چون‌ اولین‌ بار است‌ که‌ به‌ زیارت‌ می‌روی‌ هر آرزویی‌ داشته‌ باشی‌ برآورده‌ می‌شود. وقتی‌ برگشت‌ از او پرسیدم‌ که‌ از امام‌ رضا چه‌ خواستی‌ گفت‌ از او خواستم‌ که‌ قلب‌ پدرم‌ را نسبت‌ به‌ من‌ مهربان‌ کند گفتم‌ دیگر چه‌ خواستی؟ گفت‌ هیچی! گفتم‌ چرا؟ گفت: چون‌ سرش‌ خیلی‌ شلوغ‌ بود، خیلی‌ها بودند که‌ از او چیزهایی‌ می‌خواستند.

یکی‌ از بچه‌های‌ انجمن‌ اسلامی‌ دانشجویان‌ ایتالیا تعریف‌ می‌کرد که‌ در آن‌ شرایطی‌ که‌ منافقین‌ در ایتالیا فعالیت‌ داشتند، ما درگیری‌ هایی‌ با آنها پیدا کردیم‌ و پلیس‌ هم‌ ما را دستگیر کرد ولی‌ بعد از چند وقت‌ وکیلی‌ آمد و مارا آزاد کرد، بعد ما فهمیدیم‌ که‌ آن‌ وکیل‌ را ادواردو فرستاده‌ بود. به‌ هر حال‌ هر کاری‌ که‌ از دستش‌ بر می‌آمد برای‌ حمایت‌ از انقلاب‌ و اسلام‌ انجام‌ می‌ داد.

صهیونیستها با به شهادت رساندن ادواردو هم موجب شدند بخشی از ثروت عظیم پدر به دست یک مسلمان نیفتد و هم با توجه به وضعیت وارثین ، نیمی از سهم ادواردو نصیب فرزندان یهودی خواهرش شود.

فلورز(از کشیش های بلند مرتبه مسیحی)

اين مرد بزرگ كه دين اسلام و مذهب شيعه را پذيرفته است مى گويد: عاملى كه مرا به ترك دين غربى خودم يعنى ارتدوكس و پذيرفتن يك دين شرقى يعنى اسلام فراخواند، زاييده عواطف و احساسات نبوده بلكه نتيجه مراجعات تفصيلى، تفكر عميق و اجابت نيايش ها و مطالباتم از جانب خداوند بوده است.من از آن دست جوانانى كه در آرزوها و عوالم خيالات و اوهام زندگى مى كنند نبوده ام بلكه با گذراندن دنيايى از تجربه به سن كهولت رسيده ام و بعد از انتصابم به مقام كشيشى مشاغل مربوط به كليسا را رها كرده و وقتم را به مراجعه بيماران و معالجه ايشان گذراندم و در اين دوره هم فرصتى براى وقوف بر اعمال فرقه ارتودوكس و ساير فرقه ها داشتم كه با كمال تاسف غير از ريا و عقائيد خرافى محض چيزى نديدم.

بنابراين، توسعه دين اسلام و صحت طبيعى و واقعى روش مسلمانان اثر نهائى خود را براى تصميم جازم من بر پذيرفتن اين دين گذاشت و من مصمم شدم كه تمام عاداتم به دين مسيحيت غربى را قطع كنم و اكنون تنها هدفى كه در زندگى مرا به خود متوجه كرده است، توفيق يافتن بر خدمت رسانى در راه خداوند يكتا كه مرا به ايمان موفق كرد بوده،و آرزويم سعى وافر در راه اسلام و مسلمانان به كمك الهى است.مرا خدمت گزارى كوچك در راه هدف پاك و بلند برادرى انسان ها در سايه ايمان به خداوند تعالى و در خدمت بشريت و زندگى اجتماعى بودن، به حساب آوريد .من اينجا اعلام مى كنم كه در اين كارم هيچ اكراهى و يا نفوذى و يا فشار خارجى وجود نداشته و اين تصميم در كمال آزادى و اراده شخصى من بوده است.او قبل از اين كه به اسلام بپيوندد كشيش بوده است و پس از گرويدن به اسلام كتابى نگاشته و به رئيس سازمان شيعه اماميه در لندن جناب سيد مهدى خراسانى ارسال مى دارد .

آنتونيو دو ژزو یا على قلى ‏جديدالاسلام (كشيش و مستشرق و میسیونر بزرگ ‏پرتغالى‏الاصل)

نام آنتونيو دو ژزو كشيش ‏پرتغالى‏الاصل(نيمه دوم قرن هفدهم و نيمه اول قرن هيجدهم ميلادى) وعلاقه‌مند به فرهنگ شرقى، هر چند در زمره مستشرقان رسمى ثبت نشده‏ است، ولى وى شرق‏شناسى بود كه در عين علاقه به مسائل مربوط به شرق، به قصد تبليغ ‏دين مسيح به ايران آمد و پس از مدتى به اسلام گرويد و به على قلى ‏جديدالاسلام تغيير نام داد.او كتاب هايى در رد مسيحيت نوشت و از اعتقادات شيعى ‏دفاع نمود.وى كتاب هدايه الضالين و تقويه المؤمنين را درتبيين اعتقادات شيعى نوشت و در چهار بخش تنظيم كرد:
1
ـ رد اصول دين مسيحيت و اثبات اصول اسلام
2
ـ رد فروع دين نصارا و اثبات فروع اسلام
3
ـ اثبات پيامبرى و خاتميت
4
ـ اثبات امامت و مهدويت

دکتر شمس‌الدين واسيلينوف زبان شناس و نویسنده و مترجم بلغارستانی

دکتر شمس الدين واسيلينوف در سال 1962 در شهر صوفيا پايتخت بلغارستان به‌دنيا آمد و در سال 1989 از دانشگاه صوفيا در رشته زبان عربي در مقطع فوق ليسانس فارغ‌التحصيل شده سپس در دانشگاه صوفيا و دانشسراي عالي اسلامي به‌مدت 10 سال مشغول به تدريس زبان عربي گرديد و از سال 1999 ميلادى در دانشگاه مرمره استانبول در رشته تصوف و عرفان در مقطع دكتري به تحصيلات ادامه داد.
در سال 1992 مؤسسه خيريه مولانا جلال‌الدين رومي را با هدف نشر فرهنگ اسلامي به‌ويژه عرفان اسلامي و گفتگوي بين اسلام و ديگر اديان تأسيس كرد و در زمينه ترجمه كتب اسلامي تاكنون صحيفه سجاديه، دعاي كميل علي (ع) و تاريخ فلسفه هانري كربن را به زبان بلغارى به اتمام رساند و نيز ترجمه قرآن كريم به زبان بلغاري را تصحيح نمود.
وى به زبانهاي عربي، فارسي، تركي، انگليسى، فرانسوى، اسپانيولى، روسي و بلغارى آشنايي و تسلط دارد.او از كودكي به مسائل ديني همت گماشت و در حين تحصيل در دانشگاه صوفيه مطالعه قرآن كريم را آغاز كرد و اين امر تا مدت سه سال ادامه داشت تا اينكه در سال 1989 به دين مبين اسلام مشرف شد و به يقين كامل رسيد.وى خود در اين باره مى گويد: يقين دارم كه عنايت پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) در پيدايش اين اعتقاد در من مؤثر بود.معتقدم كه ميراث اسلامي غني و گرانبهاست و اين گنجي بزرگ است و بر ماست كه از آنها درس بگيريم و اسرار پنهان آنها را كشف كنيم.

دکتر سباستيان بک(عبدالله بک) از شرق شناسان مشهور آلمانی

سباستيان بک فرزند يوهان بک از خاورشناسان مشهور آلمانى و متخصص در زبان و ادبيات فسارسى و ترکى بوده که در باوير آلمان متولد شده و پس از 63 سال عمر در برلين به درود زندگى گفته است.وى از خاورشناسانى است که به آيين مترقى اسلام گرويده و نام عبدالله بر خود نهاده است.تحصيلات خود را در دانشگاه برلين در رشته فقه اللغه فارسي، ترکي، عربي، چينى و تبتى به اتمام رسانده و ادبيات مشرق زمين در زبان هاى مختلف را مطالعه کرده است.
وى دوباره به ترکيه سفر کرده و چند سال در آنجا به مطالعه ادبيات ترک پرداخته و پس از آن به ايران آمده و چند ماهى هم در اينجا به مطالعه زبان و ادبيات فارسى مشغول بوده و سپس به آلمان بازگشتته و در وزارت خارجه به سمت مترجم زبان هاى فارسى و ترکى و نيز به سمت متخصص در امور مربوط به دول اسلامى اشتغال يافته است.
او پنج سال هم به افغانستان مآمور شده و به عنوانمترجم سفارت آلمان در کابل گذرانده و هفت سال هم به عنوان پروفسور زبان هاى فارسى و ديگر زبان هاى شرقى در دانشگاه برلين تدريس کرده است.
اين دانشمند فارسى را به روانى و بدون لهجه صحبت مى کرد و با تغيير دادن خط فارسى جداً مخالف بوده.در سال 1311هـ.ش سخنرانى جالبى در دانشگاه ادبيات تهران ايراد کرد و اظهار داشت که خط فارسى يک توع از صتايع ظريفه اشت و نبايد تغيير داده شود.سخنرانى او در اين موضوع به حدى جالب توجه بود که عموم حاضران در مجلس را به حيرت انداخت و همگى براى چنين سخنرانى ابراز احساسات کردند.

على استفان پيبر گردشگر محقق اتريشى

استفان پيبر جوان 19 ساله اتريشى كه براى يك سفر 25 روزه تفريحى به ايران سفر كرده، در جريان اين سفر و براساس علاقه قبلى خود به دين مبين اسلام مشرف شد.استفان كه اكنون نام علي را براى خود برگزيده است، روز چهارشنبه در گفت‌وگو باخبرنگار ايرنا، گفت: در 13 سالگى با ديدن يك خواب دچار تحولى درونى شده و به مطالعه و بررسى اديان مختلف الهى علاقه‌مند شده‌است.وى افزود: در همين ارتباط با مطالعه كتب‌هاى موجود در اتريش در زمينه دين اسلام و همچنين مطالعه قرآن كه به زبان آلمانى ترجمه شده، به دين اسلام با توجه به ويژگيها و شرايط آن علاقه شديدى پيدا كردم.

اين گردشگر تازه مسلمان شده سپس اظهار داشت: شش سال به بررسى و مطالعه اديان مختلف الهى پرداختم و در نهايت دين اسلام را به عنوان كاملترين و برترين دين الهى و آسمانى دريافتم.وى در خصوص ميزان شناخت خود از دين اسلام گفت: براساس مطالعاتى كه دراين زمينه داشتم، اسلام را دينى با ويژگي‌ها و مشخصات منحصربفردى مي‌دانم كه برابرى، برادرى، مساوات، عدالت و حق و حقيقت از جمله مشخصه‌هاى اصلى اين دين الهى است.به گفته على استفان، دين اسلام به عنوان دين برتر از سوى عيسي(ع) به پيروان خود بشارت داده شده و اين نشانه برترى و كامل بودن اين دين نسبت به ساير اديان است.

وى افزود: حضرت محمد(ص) پايه‌گذار دين اسلام است و انسانى مهربان، امين و حامى محرومان و مظلومان بوده است. وى كه در طول سفر خود به شهرهاى مشهد و قم سفر كرده و با يكى از مراجع تقليد نيز ديدارى داشته است، گفت: شهرهاى مذهبى داراى ويژگيهاى خاصى هستند به ويژه در صحن مرقد مطهر امام رضا(ع)، انسان دنيا را فراموش كرده و شور و شوق عجيبى به انسان دست مي‌دهد. اين گردشگر اتريشى علت انتخاب نام على براى خود را، شناخت از امام اول شيعيان با توجه به مطالعاتى كه داشته عنوان كرد و افزود: از نظر من امام علي(ع) شخصيتى عادل، عالم، باتقوى و رئوف بوده كه فرزندان بزرگ و مهربانى داشته است.على استفان گفت: من در تشرف به دين اسلام راه صحيح را انتخاب كرده‌ام و هيچگاه از اين انتخاب پشيمان نخواهم شد.

وى ادامه داد: اسلام از نظر من دين داراى وحى و الهى است و دينى با ارزش، بخشنده و بزرگ است، چراكه هر مسلمان چه سياه، سفيد، هندو و با هر فرقه‌اى از نظر اسلام داراى ارزش است و اسلام كسى را بر كسى برتر نمي‌داند مگر در داشتن دين و عدالت.وى اظهار داشت: اسلام دينى جامع و اجتماعى است و در اين دين بيشتر شاهد كارهاى اجتماعى و مشاركتى هستيم. على استفان در پايان با بيان اينكه علاقه زيادى براى تشرف به مكه و زيارت خانه خدا دارد، اظهار اميدوارى كرد كه در آينده زمينه براى زندگى و حضور بيشتر در كشور ايران برايش فراهم شود.وى در اين گفت‌وگو با آشنايى اندكى كه با زبان فارسى و عربى پيدا كرده است، با لهجه‌اى شيرين شهادتين را خواند.

خوليو سزار مارتين (خبرنگار اروگوئه اى روزنامه ال ناسيونال)

خبرنگار روزنامه ال ناسيونال اروگوئه که سال گذشته براى پوشش مراسم ارتحال امام به تهران سفر کرده بود، به دين مبين اسلام مشرف گرديد. آقاى خوليو سزار مارتين خبرنگار اروگوئه اى روزنامه ال ناسيونال، تحت تأثير جو معنوى مراسم سالگرد امام خمينى (ره) به اسلام علاقمند شد.وى سپس با سفر به شهر مقدس قم و مطالعه بيشتر به دين مبين اسلام مشرف گرديد. مارتين پس از بازگشت به اروگوئه، با ارسال نامه اى به وزارت امور خارجه کشورمان اين تشرف را رسماً اعلام کرد.

منبع : خبرگزارى اخبار شيعيان

  

لطفا خودتون رو معرفي کنيد و يک مقدار از خودتون برامون صحبت کنين.
اسم من فاطمه هست . البته قبلا اسمم جوليا بود . من 23 سال دارم  مسلمان و متأهل هستم .
آيا پس از اسلام آوردن شيعه شديد يا سني؟ چرا؟
من شيعه شدم. در منطقه اي زندگي ميکنم که اکثر مسلمان ها شيعه هستند. وقتي که به دبيرستان ميرفتم يک دوست سني داشتم که باهم مثل خواهر بوديم. بعد از ديپلم وقتي که من شيعه شدم، دوستم من را به خانوادش معرفي کرد و از آنجا بود که من بيشتر در مورد مذهب سني اطلاعات پيدا کردم. الحمدلله من اساتيد بزرگي داشتم که وقتي در مورد مسائل مذهب شيعه سوالاتي برايم پيش ميومد آنها به من خيلي کمک ميکردن. بعد از مدتي اون دوست سني ام هم جواب سوالات خود را گرفت و  شيعه شد، و الان يک شيعه واقعي هست.
کتاب مقدس قرآن بهترين دليل و شاهد براي پيروي از مکتب اهل بيت هست. ميدونيد که قبلا من مسيحي بودم، ديني که پر از نکات ضد و نقيض است. با اين وجود، من اگه ميخواستم دينم را عوض کنم، تنها ديني را انتخاب ميکردم که کامل و بي عيب و نقص باشه، و اون ديني غير از اسلام شيعی نبود .

 

در صحيح بخاري، اونقدر تناقضات وجود داره که من نميتونم بفهمم که چطور ممکنه يک آدم عاقل از اون پيروي کنه.

 

داوود از کشور کنگو بخش بین الملل خبرگزاری آینده روشن در گفت و گویی با وی به سیر شیعه شدن وی پرداخته است که در زیر می خوانید.

بنده قبلاً اهل تسنن بودم؛ بعد شیعه شدم. تقریباً پنج سال در مدرسۀ اهل تسنن درس خواندم.
بعد از این که از طریق دوستتان با اسلام آشنا شدید، آیا مطالعات خاصی دربارۀ دین اسلام داشتید و یا کتاب خاصی خواندید؟
وقتی سنی بودم فقط قرآن و بعضی کتاب های حدیث را می خواندم اما قبل از آن که شیعه شوم کتابی از یکی از علمای شیعهُ ساکن قم به نام سید مجتبی موسوی لاری خواندم به نام مساله ای از امامت. از این کتاب فهمیدم که بعد از وفات پیامبر چه مشکلی پیش آمد و چرا عده ای شیعه شدند و عده ای سنی و بعد شیعه شدم.
با توجه به کتابی که از طریق دوستتان در مذهب شیعه خواندید چه ویژگی هایی دیدید که شیعه شدید؟
وقتی شیعه شدم فهمیدم که اهل بیت مقام والایی دارند. اهل تسنن بیش تر دربارۀ اصحاب پیامبر صحبت می کردند اما دربارۀ اهل بیت پیامبر زیاد حرف نمی زدند؛ لذا در کشور ما سنی ها نمی دانند که اهل بیت پیامبر یا فرزندان پیامبر چه کسانی هستند چون با تاریخ پیامبر و اهل بیت آن حضرت آشنا نیستند؛ لذا وقتی شیعه شدم خیلی خوش حال بودم که اهل بیت و سیرۀ پیامبر را شناختم. از دیگر ویژگی ها این بود که شیعیان خیلی بیش تر از سنی ها تلاش می کنند خصوصاً در کشور خودمان این را دیدم؛ اما بعضی سنی ها نمی خواهند که به دیگران درس بدهند؛ نمی خواهند که زبان عربی یا قرآن را یاد بگیرید و می خواهند که مخصوص چند نفر باشد اما شیعیان دوست دارند که علوم دینی برای همه باشد و همه آن را یاد بگیرند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:32  توسط ناصر  | 
 
  بالا  
---------------
Google