تبليغاتX

.حضرت علي عليه السلام:آگاه باشيد به خدا سوگند پسر ابی قحافه [ ابوبكر ] جامه خلافت را بر تن كرد در حالیکه نيك می دانست جامه خلافت جز بر قامت من راست نيايد.هنگاميكه اوضاع را چنين ديدم رداي خلافت را رها كرده و دامن جمع نموده و از آن كناره گيري كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براي گرفتن حق خود قيام كنم يا در اين محيط خفقان زا كه پيران را فرسوده و جوانان را پير و مردان با ايمان را تا قيامت اندوهگين مي كند،صبر پيشه سازم. پس از ارزيابي درست صبر و بردباري را خردمندانه تر ديدم پس صبر كردم در حاليكه گويا خار در چشم و استخواني در گلوي دارم، مي‌ديدم كه ميراثم را به تاراج مي‌برند (نهج البلاغه)در كتاب معتبر فرائد السمطين آمده روزى پيامبر صلى الله عليه وآله نشسته بودند،که فاطمه سلام الله علیها بر آن حضرت وارد شدند،همینکه چشم پیامبر به دختر گرامی اشان افتاد اشک از دیدگانش جاری شد از پيامبر علت گريه را پرسيدند، فرمود: زمانى كه فاطمه را ديدم، به ياد صحنه‌اى افتادم كه پس از من براى او رخ خواهد داد، گويا مى‌بينم ذلت وارد خانه او شده،‌ حرمتش پايمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوى او شكسته شده و فرزندى را كه در رحم دارد سقط شده؛ در حالى كه پيوسته فرياد مى‌زند: وا محمداه ولى كسى به او پاسخ نمى‌دهد،‌ کمک مى‌خواهد؛ اما كسى به فريادش نمى‌رسد.او اول كسى است از خاندانم كه به من ملحق مى‌شود؛ و در حالى بر من وارد مى‌شود كه محزون، نالان، غمگين، حقش غصب و شهيده شده است. در آن حال عرض مى‌كنم: خدايا لعنت كن هر كه به او ستم كرده، كيفر ده هر كه حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلويش زده تا اين كه فرزندش را سقط كرده، و ملائكه همگی آمين گويند.

شیعه شدگان - آنهم علی المرتضاست.
 
شیعه شدگان
 
 
ببرم پناه ز آتش چو شود عذاب بر پا به محمد و علی و حسن و حسین و زهرا
 

يک قبله دارند عاشقان انهم علی المرتضاست

يک شمع دارند عارفان انهم علی المرتضاست

يک جلوه دارد اين جهان انهم علی المرتضاست

يک روح دارند شيعيان انهم علی المرتضاست

يک راه دارند رهروان انهم علی المرتضاست

يک نابغه دارد زمان انهم علی المرتضاست

قدسی شجر نيکو ثمر ، والا گهر صاحب نظر

فرخنده فر بهجت اثر ، احمد سير قرص قمر

هم دادور هم داد گر ، قدرت قدر فخر بشر

هم نامور هم تاجور ، هم صاحب تيغ دو سر

بر خرمن هر خيره سر ، ريزد ز تيغ خود شرر

يک يل فقط دارند يلان انهم علی المرتضاست

شمس الضحی بدر الدجی ، مير هدی نور خدا

هم مقتدا هم رهنما ، هم ابتدا هم انتها

هم دلربا هم دلگشا ، خيبر گشا مشکل گشا

هم بی ريا هم با صفا ، هم با حيا هم با وفا

هم کيميا رمز دوا ، سر شفا راز بقا

يک راز دارند قدسيان انهم علی المرتضاست

هم با حسب هم با نسب ، هم بوالعجب کنز ادب

هم منتخب هم منتصب ، هم منتجب محبوب رب

دور از طرب در تاب و تب ، صدها دعا در زير لب

فيض رجب فخر عرب ، با ذکر رب هر نيمه شب

بهر يتيمان عرب ، او می برد نان و رطب

يک يار دارند بيکسان انهم علی المرتضاست

لشکر ازو سنگر ازو ، خيبر ازو کشور ازو

محشر ازو کيفر ازو ، باور ازو داور ازو

زمزم ازو تسنيم ازو ، کوثر ازو ساغر ازو

مسجد ازو محراب ازو ، طاعت ازو منبر ازو

بوي خوش گلزارها ، مجمر ازو عنبر ازو

يک تاج گل دارند شهان انهم علی المرتضاست

بی مثل در روی زمين ، پيرايه عرش برين

شاگرد ختم المرسلين ، استاد بر روح الامين

بنت اسد را نازنين ، ناز افرين راز افرين

عزمش متين و اهنين ، حصن حصين يعسوب دين

شد قبله اهل يقين ، مولا اميرالمومنين

يک مير دارند مومنان انهم علی المرتضاست

سير الی الله راه او ، روشن دل اگاه او

قرأن کتاب الله او ، ايمان تجلی گاه او

خندق نمايشگاه او ، بنگر به عز و جاه او

کعبه ولادتگاه او ، مسجد شهادتگاه او

عشاق خاطرخواه او ، شاگرد دانشگاه او

يک پير دارد ملک جان انهم علی المرتضاست

او قاسم النار است و بس حق را طرفدار است و بس

او محرم يار است و بس ، اگه ز اسرار است و بس

تنها علمدار است و بس ، سالار و بردار است و بس

او خصم اشرار است و بس او مرد پيکار است و بس

مظلوم ادوار است و بس محروم اعصار است و بس

يک سرو دارد بوستان انهم علی المرتضاست

نام علی پيرايه ام ، حب علی سرمايه ام

من تاجری بی مايه ام ، با عرشيان هم پايه ام

ای خاکيان افلاکيان ، من با علی همسايه ام

خوشزاد دارد يک نشان انهم علی المرتضاست.

بقول دوستمون آقای سید هادی:

عشق ما وبلاگ نویسان هم علی المرتضاست

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 20:9  توسط ناصر  | 
 
  بالا  
---------------
Google