تبليغاتX

.حضرت علي عليه السلام:آگاه باشيد به خدا سوگند پسر ابی قحافه [ ابوبكر ] جامه خلافت را بر تن كرد در حالیکه نيك می دانست جامه خلافت جز بر قامت من راست نيايد.هنگاميكه اوضاع را چنين ديدم رداي خلافت را رها كرده و دامن جمع نموده و از آن كناره گيري كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براي گرفتن حق خود قيام كنم يا در اين محيط خفقان زا كه پيران را فرسوده و جوانان را پير و مردان با ايمان را تا قيامت اندوهگين مي كند،صبر پيشه سازم. پس از ارزيابي درست صبر و بردباري را خردمندانه تر ديدم پس صبر كردم در حاليكه گويا خار در چشم و استخواني در گلوي دارم، مي‌ديدم كه ميراثم را به تاراج مي‌برند (نهج البلاغه)در كتاب معتبر فرائد السمطين آمده روزى پيامبر صلى الله عليه وآله نشسته بودند،که فاطمه سلام الله علیها بر آن حضرت وارد شدند،همینکه چشم پیامبر به دختر گرامی اشان افتاد اشک از دیدگانش جاری شد از پيامبر علت گريه را پرسيدند، فرمود: زمانى كه فاطمه را ديدم، به ياد صحنه‌اى افتادم كه پس از من براى او رخ خواهد داد، گويا مى‌بينم ذلت وارد خانه او شده،‌ حرمتش پايمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوى او شكسته شده و فرزندى را كه در رحم دارد سقط شده؛ در حالى كه پيوسته فرياد مى‌زند: وا محمداه ولى كسى به او پاسخ نمى‌دهد،‌ کمک مى‌خواهد؛ اما كسى به فريادش نمى‌رسد.او اول كسى است از خاندانم كه به من ملحق مى‌شود؛ و در حالى بر من وارد مى‌شود كه محزون، نالان، غمگين، حقش غصب و شهيده شده است. در آن حال عرض مى‌كنم: خدايا لعنت كن هر كه به او ستم كرده، كيفر ده هر كه حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلويش زده تا اين كه فرزندش را سقط كرده، و ملائكه همگی آمين گويند.

شیعه شدگان - ره یافتگان از مسیحیت به تشیع
 
شیعه شدگان
 
 
ببرم پناه ز آتش چو شود عذاب بر پا به محمد و علی و حسن و حسین و زهرا
 

بسم الله النور

بسیارند اندیشه وران نامدار و متفکری که از مسیحیت به اسلام گرویده اند.اینان پس از مدتی تدبر و مطالعه در آموزه های اسلام آن را به عنوان دین رهایی بخش و عاقلانه و عاشقانه پذیرفته اند.دلایل آنها را در چند گزینه می توان  خلاصه کرد: عقل ستیز بودن تثلیث مسیحی(سه خدا گرایی، سه اقنوم پرستی)، همراه بودن مسیحیت با سحر و کهانت و رازهای بسیار، عدم استناد محکم  انجیل، پربودن کتاب مقدس از تناقضات و ابهامات و نسبت های ناروا به ائلیای الهی، میراث غنی عرفان حماسی اسلامی و فرار از رهبانیت سکولار مسیحی، قوت آموزه های کلامی اسلامی، عمق معنایی و عقلی سنت های اسلامی، اجتهاد (خصوصا اجازه اجتهاد روشمند شیعی به تمام متفکرین مسلمان)، غنای عقلی-عرفانی قرآن و سادگی آن، حقیقت روشن اسلام، ژرف‏نگري و تعادل و منطق دین وشیوه زندگی اسلامی، جامعیت احکام و عقاید دین اسلام، ممزوج بودن دین و سیاست در اسلام، زدگی ار روشهای مادیگرایانه و ارزشهای اومانیستی غربی، ماهیت جهان شمولی فلسفه اسلامی، سیره و اخلاق ناب محمدی(صلی الله علیه و آله وسلم) ،شجاعت و فصاحت و خردورزی علوی(علیه السلام)، ایثار وفداکاری و حکمت حسینی(علیه السلام)، حکمت و مدیریت و ساست صادقانه امام خمینی(قدس سره الشریف)، ظلم ستیزی اسلام انقلابی مهدوی، پیروزی باور نکردنی انقلاب اسلامی ایران در برابر شرق و غرب کاملا مسلح و دارای امکانات وسیع، آگاه بخشی اسلام ناب و مبارزه با استحمار و استعمار و استثمار بشریت، جو معنوی و خالصانه اجتماعات دینی مسلمانان، مبارزه اسلام ناب با امپریالیسم رسانه ای و فرهنگی و نظامی، شیوه مباحثه آزادنه مسلمانان در عقاید دینی، دعوت به علم آموزی در اسلام و... . جالب است که این خصوصیات بیشتر در مذهب شیعه اثنی عشری یافت می شود و بسیاری از این مستبصرین به تشیع گرویده اند که در متن می اید. در این متن افرادی چون پروفسور حامد الگار آمریکایی و پروفسور روژه گارودی فرانسوی و کت استیونس (یوسف اسلام، خواننده شهیر انگلیسی) و هزاران اندیشمند دیگر مسلمان شده مورد بحث قرار نگرفته اند... 

پرفسور هانرى كربن  شرق شناس وفیلسوف و نویسنده مشهور فرانسوی(Henri Corbin)

پروفسور هانرى كربن شرق شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپائيانى است كه در طى زندگى خود با حكمت شرقى آشنا شد، و به دنبال مطالعات و تحقيقات چند ساله خود به اسلام و ائمه اطهار(عليهم السلام) تمايل قلبى و يقين عينى و عقلانى پيدا كرد.وى پس از چندى كه با حكمت اشراق سهروردى آشنا شد توجه ويژه اى به ايران شيعى پيدا نمود چنان كه از غرب و هایديگر و استاد خود لويى ماسينيون دور شد. هانرى كربن در سال 1945 به ايران آمد و شاگرد علامه سید محمد حسین طباطبایی، فیلسوف صدرایی معاصر شد.

او به علت علاقه وافر خود به حكمت و عرفان ايرانى به تأسيس بخش ايرانشناسى فرانسه در مركز انجمن ايران و فرانسه پرداخت، هدف وى از ايجاد چنين مركزى انتقال ميراث عرفانى ايرانى به تمام علاقه مندان در غرب بود، وى در طى سالهايى كه در ايران به سر مى برد با انديشمندان شيعه به بحث و تبادل آراء و نظرات پرداخت و در 1324 هـ ش به دين مبين اسلام گرويده، شيعه اثنى عشرى را پذيرفته و از جمله نجات يافتگان شد.

 

استاد علی الشیخ: در سال 1964 میلادی در خانواده ای مسیحی از شاخۀ کاتولیک، در بغداد متولد شد و سالها بعد در اثر تحقیق و تتبع در اسلام به تشیع گروید.

وی هم اکنون دانشجوی رشتۀ دکترای فلسفه در قم است و در کنار آن به تدریس دررشته های مسیحیت، تاریخ ادیان، فلسفه و روش تحقیق در دانشگاه های متعددی مانند: مدرسه امام خمینی و جامعة آل البیت مشغول می باشد.

علی الشیخ سخنرانی های فراوانی در دانشگاه ها مانند دانشگاه تهران و اصفهان و مساجد و حسنینیه ها و مصاحبه های زندۀ تلویزیونی داشته است وهبة السماء که به فارسی نیز ترجمه و به نام هدیۀ آسمانی منتشر شده لاهوت المسیح فی المسیحیة و الاسلام، الصحیح من انجیل المسیح، تاریخ فلسفه غرب از قرون وسطی به بعد از جمله آثار وی است.

این استاد رهیافته ادامه می دهد:

در سال1374 به حوزه آمدم هم اکنون در مدرسة امام خمینی (ره ) مشغول تدریس تاریخ فلسفه ی غرب ، ادیان و فلسفه می باشم

دیگرتالیفم « الصحیح فی انجیل المسیح» است که امسال چاپ گردید. کتاب بزرگی به نام « المسیحیه فی المیزان » دارم که ان شاء الله پس از پایان نامه به اتمام می رسانم .پایان نامه ام نیز در رشته ی فلسفه و کلام است و « حقیقه المسیح (ع) » نام دارد. این مجموعه شامل بحث مقارنه می باشد که تقریبا تمام شده است .

 

شهید ادواردو آنیلی:

ادواردو آنیلی" (Edoardo Agnelli) در 6 ژوئن 1954 درنیویورک به دنیا آمد. پدرش سناتور" جیووانی آنیلی" ثروتمندترین مرد ایتالیا و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری ،لامبورگینی ،لانچیا

میزان ثروت ونفوذ خانواده آنیلی به حدی است که رسانه های ایتالیا از آنها به عنوان خاندان پادشاهی ایتالیا نام می برند.


ادواردو تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا طی کرد و بعد به کالج آتلانتیک درانگلستان رفت و پس از آن در رشته ادیان وفلسفه شرق از دانشگاه پرینستون ایالات متحده با اخذ درجه دکتری فارغ التحصیل شد .

ادواردو اواردو آنیلی ایتالیائی زمانی‌ که‌ قرآن‌ را در میان‌ کتابهای‌ کتابخانه‌ می‌بیند، کنجکاو می‌شود و پس از خواندن آن می گوید : احساس‌ می کنم این‌ کلمات، کلمات‌ انسانی‌ و بشری‌ نیست‌ و کلمات‌ حق‌ و نورانی‌ است‌. 

ادواردو قبل از انقلاب مسلمان شده  و پس از شیعه شدنش اسمش را به مهدی تغییر داد.

او چند نوبت به ایران سفر کرده و با حضرت امام (رحمه الله علیه )، حضرت آیت الله خامنه ای وآقای هاشمی رفسنجانی دیدار نموده و به زیارت حضرت امام رضا(علیه السلام) هم نایل آمده بود.

نکاتی از زندگی اداواردو آنیلی : ادواردو به‌ خاطر اسلام‌ آوردنش‌ از طرف‌ خانواده‌اش‌ بسیار تحت‌ فشار بود به‌ او می‌گفتند تو دیوانه‌ شده‌ای‌ و او را می‌برند و در یک‌ تیمارستان در بین‌ ایتالیا و سوییس‌ بستری‌ می‌کنند. خودش‌ می‌گفت‌ که‌ پزشک‌های‌ آن‌ مرکز هم‌ همه‌ صهیونیست‌ بودند و از این‌ بابت‌ خیلی‌ نگران‌ بود. در آن‌ جا هم‌ به‌ شدت‌ تحت‌ فشار بود. آنجا می‌بستندش‌ و او فرار می‌کند، از آن‌ جا می‌آید ایران‌ و مدتی‌ در ایران‌ می‌ماند.

بوسه امام بر پیشانی ادواردو


در یکی‌ از سفرهایی‌ که‌ به‌ ایران‌ آمده‌ بود، با امام‌ هم‌ دیداری‌ داشت‌ و گفت‌ که‌ امام‌ در آن‌ دیدار پیشانی‌ او را بوسیده‌!

ادواردو همواره‌ به‌ دنبال‌ این‌ بود که‌ دوستان‌ و بستگانش‌ را با اسلام‌ آشنا کند در یکی‌ از سفرهایش‌ به‌ ایران‌ یکی‌ از دوستانش‌ را با خودش‌ آورده‌ بود و به‌ من‌ گفت‌ که‌ او را تا مرز اسلام‌ آورده‌ام، جالب‌ است‌ که‌ آن‌ دوستش‌ هم‌ پسر سلطان‌ شراب‌ ایتالیا بود که‌ بعد از بحث‌ هایی‌ او هم‌ اسلام‌ آورد و مسلمان‌ شد یعنی‌ اینکه‌ فرزند بزرگ‌ترین‌ تولید کننده‌ و صادر کنندهِ‌ شراب‌ ایتالیا از طریق‌ ادواردو مسلمان‌ شد. الان‌ او هم‌ زنده‌ است‌ و در ایتالیا منزوی‌ است‌ و در یک‌ آپارتمان‌ در شهر رم‌ زندگی‌ می‌کند.

برای‌ اولین‌ بار که‌ به‌ مشهد رفته‌ بود به‌ او گفتم‌ که‌ چون‌ اولین‌ بار است‌ که‌ به‌ زیارت‌ می‌روی‌ هر آرزویی‌ داشته‌ باشی‌ برآورده‌ می‌شود. وقتی‌ برگشت‌ از او پرسیدم‌ که‌ از امام‌ رضا چه‌ خواستی‌ گفت‌ از او خواستم‌ که‌ قلب‌ پدرم‌ را نسبت‌ به‌ من‌ مهربان‌ کند گفتم‌ دیگر چه‌ خواستی؟ گفت‌ هیچی! گفتم‌ چرا؟ گفت: چون‌ سرش‌ خیلی‌ شلوغ‌ بود، خیلی‌ها بودند که‌ از او چیزهایی‌ می‌خواستند.

یکی‌ از بچه‌های‌ انجمن‌ اسلامی‌ دانشجویان‌ ایتالیا تعریف‌ می‌کرد که‌ در آن‌ شرایطی‌ که‌ منافقین‌ در ایتالیا فعالیت‌ داشتند، ما درگیری‌ هایی‌ با آنها پیدا کردیم‌ و پلیس‌ هم‌ ما را دستگیر کرد ولی‌ بعد از چند وقت‌ وکیلی‌ آمد و مارا آزاد کرد، بعد ما فهمیدیم‌ که‌ آن‌ وکیل‌ را ادواردو فرستاده‌ بود. به‌ هر حال‌ هر کاری‌ که‌ از دستش‌ بر می‌آمد برای‌ حمایت‌ از انقلاب‌ و اسلام‌ انجام‌ می‌ داد.

صهیونیستها با به شهادت رساندن ادواردو هم موجب شدند بخشی از ثروت عظیم پدر به دست یک مسلمان نیفتد و هم با توجه به وضعیت وارثین ، نیمی از سهم ادواردو نصیب فرزندان یهودی خواهرش شود.

فلورز(از کشیش های بلند مرتبه مسیحی)

اين مرد بزرگ كه دين اسلام و مذهب شيعه را پذيرفته است مى گويد: عاملى كه مرا به ترك دين غربى خودم يعنى ارتدوكس و پذيرفتن يك دين شرقى يعنى اسلام فراخواند، زاييده عواطف و احساسات نبوده بلكه نتيجه مراجعات تفصيلى، تفكر عميق و اجابت نيايش ها و مطالباتم از جانب خداوند بوده است.من از آن دست جوانانى كه در آرزوها و عوالم خيالات و اوهام زندگى مى كنند نبوده ام بلكه با گذراندن دنيايى از تجربه به سن كهولت رسيده ام و بعد از انتصابم به مقام كشيشى مشاغل مربوط به كليسا را رها كرده و وقتم را به مراجعه بيماران و معالجه ايشان گذراندم و در اين دوره هم فرصتى براى وقوف بر اعمال فرقه ارتودوكس و ساير فرقه ها داشتم كه با كمال تاسف غير از ريا و عقائيد خرافى محض چيزى نديدم.

بنابراين، توسعه دين اسلام و صحت طبيعى و واقعى روش مسلمانان اثر نهائى خود را براى تصميم جازم من بر پذيرفتن اين دين گذاشت و من مصمم شدم كه تمام عاداتم به دين مسيحيت غربى را قطع كنم و اكنون تنها هدفى كه در زندگى مرا به خود متوجه كرده است، توفيق يافتن بر خدمت رسانى در راه خداوند يكتا كه مرا به ايمان موفق كرد بوده،و آرزويم سعى وافر در راه اسلام و مسلمانان به كمك الهى است.مرا خدمت گزارى كوچك در راه هدف پاك و بلند برادرى انسان ها در سايه ايمان به خداوند تعالى و در خدمت بشريت و زندگى اجتماعى بودن، به حساب آوريد .من اينجا اعلام مى كنم كه در اين كارم هيچ اكراهى و يا نفوذى و يا فشار خارجى وجود نداشته و اين تصميم در كمال آزادى و اراده شخصى من بوده است.او قبل از اين كه به اسلام بپيوندد كشيش بوده است و پس از گرويدن به اسلام كتابى نگاشته و به رئيس سازمان شيعه اماميه در لندن جناب سيد مهدى خراسانى ارسال مى دارد .

آنتونيو دو ژزو یا على قلى ‏جديدالاسلام (كشيش و مستشرق و میسیونر بزرگ ‏پرتغالى‏الاصل)

نام آنتونيو دو ژزو كشيش ‏پرتغالى‏الاصل(نيمه دوم قرن هفدهم و نيمه اول قرن هيجدهم ميلادى) وعلاقه‌مند به فرهنگ شرقى، هر چند در زمره مستشرقان رسمى ثبت نشده‏ است، ولى وى شرق‏شناسى بود كه در عين علاقه به مسائل مربوط به شرق، به قصد تبليغ ‏دين مسيح به ايران آمد و پس از مدتى به اسلام گرويد و به على قلى ‏جديدالاسلام تغيير نام داد.او كتاب هايى در رد مسيحيت نوشت و از اعتقادات شيعى ‏دفاع نمود.وى كتاب هدايه الضالين و تقويه المؤمنين را درتبيين اعتقادات شيعى نوشت و در چهار بخش تنظيم كرد:
1
ـ رد اصول دين مسيحيت و اثبات اصول اسلام
2
ـ رد فروع دين نصارا و اثبات فروع اسلام
3
ـ اثبات پيامبرى و خاتميت
4
ـ اثبات امامت و مهدويت

دکتر شمس‌الدين واسيلينوف زبان شناس و نویسنده و مترجم بلغارستانی

دکتر شمس الدين واسيلينوف در سال 1962 در شهر صوفيا پايتخت بلغارستان به‌دنيا آمد و در سال 1989 از دانشگاه صوفيا در رشته زبان عربي در مقطع فوق ليسانس فارغ‌التحصيل شده سپس در دانشگاه صوفيا و دانشسراي عالي اسلامي به‌مدت 10 سال مشغول به تدريس زبان عربي گرديد و از سال 1999 ميلادى در دانشگاه مرمره استانبول در رشته تصوف و عرفان در مقطع دكتري به تحصيلات ادامه داد.
در سال 1992 مؤسسه خيريه مولانا جلال‌الدين رومي را با هدف نشر فرهنگ اسلامي به‌ويژه عرفان اسلامي و گفتگوي بين اسلام و ديگر اديان تأسيس كرد و در زمينه ترجمه كتب اسلامي تاكنون صحيفه سجاديه، دعاي كميل علي (ع) و تاريخ فلسفه هانري كربن را به زبان بلغارى به اتمام رساند و نيز ترجمه قرآن كريم به زبان بلغاري را تصحيح نمود.
وى به زبانهاي عربي، فارسي، تركي، انگليسى، فرانسوى، اسپانيولى، روسي و بلغارى آشنايي و تسلط دارد.او از كودكي به مسائل ديني همت گماشت و در حين تحصيل در دانشگاه صوفيه مطالعه قرآن كريم را آغاز كرد و اين امر تا مدت سه سال ادامه داشت تا اينكه در سال 1989 به دين مبين اسلام مشرف شد و به يقين كامل رسيد.وى خود در اين باره مى گويد: يقين دارم كه عنايت پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) در پيدايش اين اعتقاد در من مؤثر بود.معتقدم كه ميراث اسلامي غني و گرانبهاست و اين گنجي بزرگ است و بر ماست كه از آنها درس بگيريم و اسرار پنهان آنها را كشف كنيم.

دکتر سباستيان بک(عبدالله بک) از شرق شناسان مشهور آلمانی

سباستيان بک فرزند يوهان بک از خاورشناسان مشهور آلمانى و متخصص در زبان و ادبيات فسارسى و ترکى بوده که در باوير آلمان متولد شده و پس از 63 سال عمر در برلين به درود زندگى گفته است.وى از خاورشناسانى است که به آيين مترقى اسلام گرويده و نام عبدالله بر خود نهاده است.تحصيلات خود را در دانشگاه برلين در رشته فقه اللغه فارسي، ترکي، عربي، چينى و تبتى به اتمام رسانده و ادبيات مشرق زمين در زبان هاى مختلف را مطالعه کرده است.
وى دوباره به ترکيه سفر کرده و چند سال در آنجا به مطالعه ادبيات ترک پرداخته و پس از آن به ايران آمده و چند ماهى هم در اينجا به مطالعه زبان و ادبيات فارسى مشغول بوده و سپس به آلمان بازگشتته و در وزارت خارجه به سمت مترجم زبان هاى فارسى و ترکى و نيز به سمت متخصص در امور مربوط به دول اسلامى اشتغال يافته است.
او پنج سال هم به افغانستان مآمور شده و به عنوانمترجم سفارت آلمان در کابل گذرانده و هفت سال هم به عنوان پروفسور زبان هاى فارسى و ديگر زبان هاى شرقى در دانشگاه برلين تدريس کرده است.
اين دانشمند فارسى را به روانى و بدون لهجه صحبت مى کرد و با تغيير دادن خط فارسى جداً مخالف بوده.در سال 1311هـ.ش سخنرانى جالبى در دانشگاه ادبيات تهران ايراد کرد و اظهار داشت که خط فارسى يک توع از صتايع ظريفه اشت و نبايد تغيير داده شود.سخنرانى او در اين موضوع به حدى جالب توجه بود که عموم حاضران در مجلس را به حيرت انداخت و همگى براى چنين سخنرانى ابراز احساسات کردند.

على استفان پيبر گردشگر محقق اتريشى

استفان پيبر جوان 19 ساله اتريشى كه براى يك سفر 25 روزه تفريحى به ايران سفر كرده، در جريان اين سفر و براساس علاقه قبلى خود به دين مبين اسلام مشرف شد.استفان كه اكنون نام علي را براى خود برگزيده است، روز چهارشنبه در گفت‌وگو باخبرنگار ايرنا، گفت: در 13 سالگى با ديدن يك خواب دچار تحولى درونى شده و به مطالعه و بررسى اديان مختلف الهى علاقه‌مند شده‌است.وى افزود: در همين ارتباط با مطالعه كتب‌هاى موجود در اتريش در زمينه دين اسلام و همچنين مطالعه قرآن كه به زبان آلمانى ترجمه شده، به دين اسلام با توجه به ويژگيها و شرايط آن علاقه شديدى پيدا كردم.

اين گردشگر تازه مسلمان شده سپس اظهار داشت: شش سال به بررسى و مطالعه اديان مختلف الهى پرداختم و در نهايت دين اسلام را به عنوان كاملترين و برترين دين الهى و آسمانى دريافتم.وى در خصوص ميزان شناخت خود از دين اسلام گفت: براساس مطالعاتى كه دراين زمينه داشتم، اسلام را دينى با ويژگي‌ها و مشخصات منحصربفردى مي‌دانم كه برابرى، برادرى، مساوات، عدالت و حق و حقيقت از جمله مشخصه‌هاى اصلى اين دين الهى است.به گفته على استفان، دين اسلام به عنوان دين برتر از سوى عيسي(ع) به پيروان خود بشارت داده شده و اين نشانه برترى و كامل بودن اين دين نسبت به ساير اديان است.

وى افزود: حضرت محمد(ص) پايه‌گذار دين اسلام است و انسانى مهربان، امين و حامى محرومان و مظلومان بوده است. وى كه در طول سفر خود به شهرهاى مشهد و قم سفر كرده و با يكى از مراجع تقليد نيز ديدارى داشته است، گفت: شهرهاى مذهبى داراى ويژگيهاى خاصى هستند به ويژه در صحن مرقد مطهر امام رضا(ع)، انسان دنيا را فراموش كرده و شور و شوق عجيبى به انسان دست مي‌دهد. اين گردشگر اتريشى علت انتخاب نام على براى خود را، شناخت از امام اول شيعيان با توجه به مطالعاتى كه داشته عنوان كرد و افزود: از نظر من امام علي(ع) شخصيتى عادل، عالم، باتقوى و رئوف بوده كه فرزندان بزرگ و مهربانى داشته است.على استفان گفت: من در تشرف به دين اسلام راه صحيح را انتخاب كرده‌ام و هيچگاه از اين انتخاب پشيمان نخواهم شد.

وى ادامه داد: اسلام از نظر من دين داراى وحى و الهى است و دينى با ارزش، بخشنده و بزرگ است، چراكه هر مسلمان چه سياه، سفيد، هندو و با هر فرقه‌اى از نظر اسلام داراى ارزش است و اسلام كسى را بر كسى برتر نمي‌داند مگر در داشتن دين و عدالت.وى اظهار داشت: اسلام دينى جامع و اجتماعى است و در اين دين بيشتر شاهد كارهاى اجتماعى و مشاركتى هستيم. على استفان در پايان با بيان اينكه علاقه زيادى براى تشرف به مكه و زيارت خانه خدا دارد، اظهار اميدوارى كرد كه در آينده زمينه براى زندگى و حضور بيشتر در كشور ايران برايش فراهم شود.وى در اين گفت‌وگو با آشنايى اندكى كه با زبان فارسى و عربى پيدا كرده است، با لهجه‌اى شيرين شهادتين را خواند.

خوليو سزار مارتين (خبرنگار اروگوئه اى روزنامه ال ناسيونال)

خبرنگار روزنامه ال ناسيونال اروگوئه که سال گذشته براى پوشش مراسم ارتحال امام به تهران سفر کرده بود، به دين مبين اسلام مشرف گرديد. آقاى خوليو سزار مارتين خبرنگار اروگوئه اى روزنامه ال ناسيونال، تحت تأثير جو معنوى مراسم سالگرد امام خمينى (ره) به اسلام علاقمند شد.وى سپس با سفر به شهر مقدس قم و مطالعه بيشتر به دين مبين اسلام مشرف گرديد. مارتين پس از بازگشت به اروگوئه، با ارسال نامه اى به وزارت امور خارجه کشورمان اين تشرف را رسماً اعلام کرد.

منبع : خبرگزارى اخبار شيعيان

  

لطفا خودتون رو معرفي کنيد و يک مقدار از خودتون برامون صحبت کنين.
اسم من فاطمه هست . البته قبلا اسمم جوليا بود . من 23 سال دارم  مسلمان و متأهل هستم .
آيا پس از اسلام آوردن شيعه شديد يا سني؟ چرا؟
من شيعه شدم. در منطقه اي زندگي ميکنم که اکثر مسلمان ها شيعه هستند. وقتي که به دبيرستان ميرفتم يک دوست سني داشتم که باهم مثل خواهر بوديم. بعد از ديپلم وقتي که من شيعه شدم، دوستم من را به خانوادش معرفي کرد و از آنجا بود که من بيشتر در مورد مذهب سني اطلاعات پيدا کردم. الحمدلله من اساتيد بزرگي داشتم که وقتي در مورد مسائل مذهب شيعه سوالاتي برايم پيش ميومد آنها به من خيلي کمک ميکردن. بعد از مدتي اون دوست سني ام هم جواب سوالات خود را گرفت و  شيعه شد، و الان يک شيعه واقعي هست.
کتاب مقدس قرآن بهترين دليل و شاهد براي پيروي از مکتب اهل بيت هست. ميدونيد که قبلا من مسيحي بودم، ديني که پر از نکات ضد و نقيض است. با اين وجود، من اگه ميخواستم دينم را عوض کنم، تنها ديني را انتخاب ميکردم که کامل و بي عيب و نقص باشه، و اون ديني غير از اسلام شيعی نبود .

 

در صحيح بخاري، اونقدر تناقضات وجود داره که من نميتونم بفهمم که چطور ممکنه يک آدم عاقل از اون پيروي کنه.

 

داوود از کشور کنگو بخش بین الملل خبرگزاری آینده روشن در گفت و گویی با وی به سیر شیعه شدن وی پرداخته است که در زیر می خوانید.

بنده قبلاً اهل تسنن بودم؛ بعد شیعه شدم. تقریباً پنج سال در مدرسۀ اهل تسنن درس خواندم.
بعد از این که از طریق دوستتان با اسلام آشنا شدید، آیا مطالعات خاصی دربارۀ دین اسلام داشتید و یا کتاب خاصی خواندید؟
وقتی سنی بودم فقط قرآن و بعضی کتاب های حدیث را می خواندم اما قبل از آن که شیعه شوم کتابی از یکی از علمای شیعهُ ساکن قم به نام سید مجتبی موسوی لاری خواندم به نام مساله ای از امامت. از این کتاب فهمیدم که بعد از وفات پیامبر چه مشکلی پیش آمد و چرا عده ای شیعه شدند و عده ای سنی و بعد شیعه شدم.
با توجه به کتابی که از طریق دوستتان در مذهب شیعه خواندید چه ویژگی هایی دیدید که شیعه شدید؟
وقتی شیعه شدم فهمیدم که اهل بیت مقام والایی دارند. اهل تسنن بیش تر دربارۀ اصحاب پیامبر صحبت می کردند اما دربارۀ اهل بیت پیامبر زیاد حرف نمی زدند؛ لذا در کشور ما سنی ها نمی دانند که اهل بیت پیامبر یا فرزندان پیامبر چه کسانی هستند چون با تاریخ پیامبر و اهل بیت آن حضرت آشنا نیستند؛ لذا وقتی شیعه شدم خیلی خوش حال بودم که اهل بیت و سیرۀ پیامبر را شناختم. از دیگر ویژگی ها این بود که شیعیان خیلی بیش تر از سنی ها تلاش می کنند خصوصاً در کشور خودمان این را دیدم؛ اما بعضی سنی ها نمی خواهند که به دیگران درس بدهند؛ نمی خواهند که زبان عربی یا قرآن را یاد بگیرید و می خواهند که مخصوص چند نفر باشد اما شیعیان دوست دارند که علوم دینی برای همه باشد و همه آن را یاد بگیرند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:32  توسط ناصر  | 
 
  بالا  
---------------
Google